چکیده مقاله
مغز انسان از شبکه ای منسجم از نورون ها تشکیل شده است که نحوه عملکرد دقیق آن هنوز به طور کامل درک نشده است به نظر می رسد که تفکر انسان ترکیبی از دو روش پردازش است: استفاده از پردازش نمادین در سطوح بالای تصمیم گیری و به کارگیری نوعی پردازش عددی در سطوح حسی و واکنش های عصبی هوشمندی انسانی در واقع ناشی از هم افزایی این دو محور است این دو دیدگاه از ابتدای شکل گیری هوش مصنوعی مطرح بوده اند: اول، تلاش برای ساخت مغز مصنوعی مانند شبکه های عصبی مصنوعی که رفتار هوشمندانه نشان دهد؛ و دوم، تلاش برای الگوسازی روش تفکر نمادین انسان که منجر به تصمیم گیری های هوشمندانه می شود در حالی که دهه های اولیه بر محور اول متمرکز بودند، پردازش نمادین در دهه ۷۰ اهمیت یافت با این حال، مشاهده رفتار هوشمندانه کافی نیست؛ پایداری سیستم نیازمند ساختار داخلی مبتنی بر آگاهی است این آگاهی زمانی حاصل می شود که سیستم بتواند اطلاعات محیط را تحلیل کرده و روابط معنادار بین مشاهدات خود ایجاد کند تا ارزش ها و اهداف خاصی را تعریف نموده و برای عملیاتی کردن آن ها ابزارهای لازم را بیابد خوشبختانه، تحقیقات اخیر به این نتیجه رسیده اند که برای حل مسائل پیچیده در حوزه های مختلف، تکیه بر یک روش واحد کافی نیست؛ از این رو، فلسفه هوش مصنوعی ترکیبی مطرح شده است شبکه های عصبی مصنوعی به عنوان استعاره ای قدرتمند از مغز برای پردازش اطلاعات، ابزاری پیشرفته در یادگیری ماشینی هستند این شبکه ها به دلیل توانایی ذاتی خود در یادگیری از داده ها و مدل سازی روابط غیرخطی، در کاربردهای پیش بینی و طبقه بندی بسیار موفق عمل کرده اند و می توانند با مثال های مشابه انسان ها بیاموزند این فناوری می تواند برای حل مسائلی به کار رود که راه حل های الگوریتمی سنتی برای آن ها یا بسیار پیچیده است یا اصلا وجود ندارد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
در صورتی که می خواهید در اثر پژوهشی خود به این مقاله ارجاع دهید، به سادگی می توانید از عبارت زیر در بخش منابع و مراجع استفاده نمایید: بیات، پگاه و بیات، پوریا،1404،شبکه های عصبی در هوش مصنوعی،ششمین همایش بین المللی مهندسی کامپیوتر، برق و تکنولوژی،همدان،https://civilica.com/doc/2585689
ارائهشده در
مجموعه مقالات ششمین همایش بین المللی مهندسی کامپیوتر، برق و تکنولوژی2 اسفند 1404 · همدان