چکیده مقاله
صنعت ورزش در سال های اخیر شاهد تحولی بنیادین از مدل های سنتی رقابت محور به اکوسیستم های برندمحور و تعاملی بوده است در این میان، ظهور رسانه های اجتماعی و پلتفرم های دیجیتال، ساختار قدرت را به طور فزاینده ای از نهادهای ورزشی به سمت مصرف کنندگان تغییر داده است هدف اصلی این پژوهش مروری، تحلیل نقش قدرت اجتماعی مصرف کنندگان در شکل دهی به راهبردهای مدیریتی برندهای ورزشی است این پژوهش با استفاده از روش کتابخانه ای و مرور نظام مند متون تخصصی داخلی و خارجی، به بررسی ابعاد قدرت اجتماعی، سازوکارهای اعمال آن و پیامدهای مدیریتی مرتبط پرداخته است یافته های مطالعه نشان می دهد که مصرف کنندگان در قامت هوادار، منتقد و تولیدکننده محتوا، از طریق قدرت های اطلاعاتی، مرجع، شبکه ای، عاطفی و مقایسه ای، بر هویت، اصالت، ارزش ویژه و شهرت برندهای ورزشی اثرگذارند این قدرت به اشکال مختلفی همچون تولید محتوای کاربرمحور، کمپین های فشار اجتماعی، دهان به دهان الکترونیکی و کنش های جمعی نمود پیدا می کند که می تواند به رشد وفاداری یا ایجاد بحران های شهرت منجر شود نتیجه گیری این مطالعه حاکی از آن است که قدرت اجتماعی مصرف کنندگان دیگر یک متغیر جانبی نیست، بلکه یک نیروی ساختاری است که مدیریت برندهای ورزشی را ناچار به گذار از رویکردهای سلسله مراتبی و کنترل محور به سمت مدل های مشارکت محور، شفاف و داده محور کرده است برندهای ورزشی برای بقا در این اکوسیستم، باید مصرف کننده را نه به عنوان هدف تبلیغاتی، بلکه به عنوان «شریک استراتژیک» در خلق ارزش قلمداد کرده و با پذیرش تعاملات دوسویه، راهبردهای برندینگ خود را با انتظارات اجتماعی و ارزش های جامعه هواداری همسو نمایند این پژوهش در آخر بر اهمیت تدوین راهبردهای پیش نگرانه در مدیریت بحران و شخصی سازی ارتباطات برای بهره برداری بهینه از قدرت اجتماعی مصرف کنندگان تاکید می ورزد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�وستکام، نوید،1404،نقش قدرت اجتماعی مصرف کنندگان در شکل دهی راهبردهای مدیریتی برندهای ورزشی،یازدهمین کنفرانس بین المللی ایده های نوین در مدیریت، اقتصاد، حسابداری و بانکدار�
ارائهشده در
مجموعه مقالات یازدهمین کنفرانس بین المللی ایده های نوین در مدیریت، اقتصاد، حسابداری و بانکداری28 بهمن 1404