چکیده مقاله
زمینه های پیدایش مدارس معماری در غب به دوران رنسانس در ایتالیا باز می گردد و پس از آن هنگامی که جریان فکری راسیونالیسم، اندیشه ی غالب و عقل گرایی نظام فلسفی حاکم در اروپا بود، در عصر امپراتور فرانسه، لویی چهاردهم در قرن هفدهم میلادی، مقدمات تأسیس مدرسه ی بوزار به وجود آمد و در قرن نوزدهم به صورت مدرسه هنرهای زیبا تکوین یافت مدرسه بوزار اولین مدرسه ی علمی هنری مورد حمایت حاکمیت وقت جهت تربیت معماران با اسلوب های زیر مجموعه ی کلاسیک بود در این مدرسه دروس در دو بخش تئوری و عملی بودند که دروس تئوری جهت استفاده در دروس عملی آتلیه ای گذرانده می شدند نحوه آموزش به صورت جمعی وتحت نظر استاد بود و هر استاد آتلیه ای به نام خودداشت کارهای عملی به صورت پروژه ای و ترسیمی با پرزانته گرافیکی تحلیل مورد قضاوت قرار می گرفت در مدرسه باهاوس که در اوایل قرن بیستم در آلمان به وجودآمد عملاً کانونی جهت گردهم آبی هنرمندان و معماران برجسته اروپای شرقی و عمدتاً غربی بود این هنرمندان که خود خالق برخی از سبک های نوین ومدرن بودند ضمن رقابت و تأثیرگذاری متقابل بر یکدیگر، آموزش، ترویج و توسعه ی سبک های تابع شان، به اجرا و خلق آثار برجسته و مصادیق ماندگار هنری و معماری هم می پرداختند نحوه آموزش در مدرسه باهاوس به صورت کارگاهی و رئال بود ودانشجو، کارآموز محسوب می شد که می بایست عملاً کار را یاد بگیرد و هندسه زیر ساخت کارها نیز بالاخص در معماری، هندسه اقلیدسی ساده با احجام افلاطونی بود در این پژوهش سعی شده تا با مقایسه شیوه ی آموزش در مدرسه ی بوزار ومدرسه ی باهاوس، وجوه اشتراک و افتراق آن ها مورد تحلیل و بررسی قرار بگیرد دراین مقاله از روش توصیفی تحلیلی بهره گرفته شده است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
کاظم زاده رائف، محمدعلی و میردریکوندی، صبا،1399،مقایسه تطبیقی شیوه های آموزش معماری در مدارس برجسته معماری جهان نمونه موردی: مدرسه بوزار پاریس و مدرسه باهاوس آلمان،پنجمین کنفرانس بین المللی پژوهش های کاربردی در علوم و مهندس�
ارائهشده در
مجموعه مقالات پنجمین کنفرانس بین المللی پژوهش های کاربردی در علوم و مهندسی12 آبان 1399