چکیده مقاله
دوره گذار اسپانیا از دیکتاتوری به دموکراسی ۱۹۷۵ ۱۹۹۰ نقطه عطفی در تاریخ سیاسی و اجتماعی این کشور بود که با تصویب قانون اساسی ۱۹۷۸ و استقرار نظام خودمختاری منطقه ای، ساختار قدرت و مناسبات دولت مرکزی و مناطق را دگرگون ساخت این مقاله با رویکردی جامعه شناختی، به بررسی پیامدهای تمرکززدایی و اعطای خودمختاری به مناطق، به ویژه کاتالونیا و باسک، می پردازد و نقش این فرآیند را در شکل گیری هویت های منطقه ای، بازتوزیع منابع و پویایی های اجتماعی تحلیل می کند پرسش محوری پژوهش آن است که تمرکززدایی قدرت و منابع تا چه اندازه به تقویت هویت های محلی، افزایش مشارکت سیاسی و اجتماعی، و در عین حال، به بروز یا تشدید شکاف های هویتی و اجتماعی میان دولت مرکزی و مناطق انجامیده است یافته های مقاله نشان می دهد که هرچند نظام خودمختاری منطقه ای در اسپانیا موجب احیای هویت های فرهنگی و افزایش کنترل محلی بر منابع و سیاست گذاری شد، اما به دلیل نابرابری در توزیع منابع و استمرار برخی محدودیت های ساختاری، زمینه ساز تداوم تنش ها و مطالبات هویتی جدید گردید در نتیجه، فرضیه پژوهش مبنی بر همزمانی فرصت های مشارکت و توسعه با تداوم یا تشدید شکاف های هویتی و اجتماعی، تایید می شود و تجربه اسپانیا الگویی مهم برای تحلیل تحولات جوامع چندملیتی و سیاست های تمرکززدایی به شمار می رود
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�میعی، محمد و فاخری، مهدی،1404،تمرکززدایی قدرت و بازسازی هویت های منطقه ای: مطالعه جامعه شناختی فرآیند خودمختاری در اسپانیا (۱۹۷۵-۱۹۹۰)،ششمین کنفرانس بین المللی مطالعات مدیریت، فرهنگ و هنر،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات ششمین کنفرانس بین المللی مطالعات مدیریت، فرهنگ و هنر31 اردیبهشت 1404 · تهران