چکیده مقاله
در مفهوم و جوهر صلح نوعی تسالم یا به بیان دیگر گذشت های متقابل وجود دارد و همین امتیاز است که آن را آن معامالت دیگر متمایز می کند، یعنی در هر مورد که حقی بین دو نفر مشتبه است، یا مورد نزاع قرار گرفته است، یا هدف این است که از تنازع احتمالی پرهیز شود، عقدی که بر این مبنا و گذشت های متقابل طرفین واقع می شود صلح است، هرچند که 1 نتیجه آن ایجاد حق یا انتقال یا اسقاط آن حق باشد صلح عقد بوده و دارای دوطرف می باشد، مصالح و متصالح، مصالح کسی است که مالی یا امری را به دیگری واگذار می نماید متصالح کسی است که آنرا قبول می نماید چیزی را که مصالح به متصالح می دهد مال الصلح می گویند برابرماده 067 قانون مدنی: صلح عقد الزم است، اگر چه در مقام عقود جایزه واقع شده باشد و بر هم نمی خورد مگر در موارد فسخ به خیار یا اقاله عقد صلح ممکن است معوض باشد یا غیر معوض که در همین رابطه ماده 757 قانون مدنی مقرر داشته است: صلح بالعوض نیز جایز است در صورت معوض بودن عقد صلح وجوهی را که متصالح به مصالح پرداخت می کند را وجه المصالحه می نامند در همین رابطه لازم به ذکر می داند حتی در صلح معوض برابری و تعادل ارزش دو عوض در آن شرط نیست و صلحی را که با عوض نابرابر و گاه ناچیز انجام می شود صلح محاباتی می نامند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�رسند، سمیه،1396،صلح محاباتی از منظر فقه و حقوق موضوعه،اولین همایش بین المللی و سومین همایش ملی پژوهش های مدیریت و علوم انسانی،تهران