چکیده مقاله
پرداختن به شعر بیدل، پرداختن به آینه ی تمام نمای سبک هندی است و از آنجا که استعاره یکی از مهمترین عناصر شعر وی است و از عوامل مهم ابهام و پیچیدگی آن محسوب میگردد، در پی راهیابی به هستی شناسی بیدل است که با مباحث هنجارشکنی و تنوع استعاره، ژرفساخت زاهدانه، فلسفه ی یاس و نماد رنگ و پرنده، نگاه مایوس و جهان و شعر۵ تیره و سیاه بیدل را نشان میدهد در این مقاله با استفاده از نظریه ی شناختی استعاره ی مفهومی، کارکرد های استعاره ی عشق و خوشه های تصویری مرتبط با آن در غزل های بیدل دهلوی مورد بررسی قرار می گیرد از رهگذر بررسی عشق در دیوان بیدل در مییابیم که عشق مقوله ای احساسی و تجربی ست و به عنوان انگاره ای مهم و حیاتی برای شکل دادن به این اثر بزرگ در عمق ۱ ابیات نمودار می شود؛ بیدل دهلوی با توجه به این انگاره، عشق را به مثابه ی دریا، آفتاب، آب، وادی، سلطان، خط، عقاب تیز پرواز ، ممتحن، حکیم، آینه بر می شمارد تصاویر ذهنی بیدل از طبیعت اطرافش گرفته نشده بلکه به آن ها تحمیل شده است او با این ویژگی چنان در استعارات می تازاند که جهان را به رنگ ذهن خود در آورده این انگاره های استعاری برای بررسی و تحلیل موضوعات ذهنی مد نظر بیدل دهلوی زمینه ای مناسب هستند و یگانگی و انسجام درون متنی غزل ها را با بکار گیری ایده ای واحد و انگاره ای پایه به تصویر می کشند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
ملکا، مصطفی،1402،بررسی انواع استعاره در غزل بیدل دهلوی،چهاردهمین همایش ملی پژوهش های مدیریت و علوم انسانی در ایران،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات چهاردهمین همایش ملی پژوهش های مدیریت و علوم انسانی در ایران15 تیر 1402 · تهران