چکیده مقاله
هدف اصلی این مقاله بررسی و شناخت حقوقی و فقهی از ماده 1043 قانون مدنی ایران می باشد نهاد حقوقی اذن، در میان اعمال حقوقی یک طرفه جایگاه ویژه ای در فقه و به تبع آن، قانون مدنی دارد و در مباحث متنوع فقهی حقوقی به کار گرفته می شود باب نکاح در فقه و حقوق مدنی یکی از این ابواب است که اعتبار اذن ولی در نکاح دختر یا پسر صغیر و نیز در نکاح باکره از جمله سوالات مهم و پرمناقشه این حوزه است که نوع پاسخگویی به آن، جهت گیری ها و آثار و تبعات کاملا متفاوتی را هم در مباحث فقهی و حقوقی و هم و در بطن جامعه به دنبال خواهد داشت چرا که اذن در روابط حقوقی و اجتماعی افراد نقش به سزایی دارد در ترویج ولائی کودکان نابالغ توسط اولیا منطق حقوقی و قواعد اولیه فقهی اقتضاء می کند که کودک به دلیل فقدان اهلیت نتواند طرف عقد نکاح قرار گیرد و یا حداقل پس از رسیدن به سن بلوغ اختیار فسخ یا پذیرش عقد را داشته باشد، اما در اینکه چنین منطقی در مورد دختر بالغه و رشیده نیز قابل بیان و جانبداریست، نظرات کاملا متفاوتی ابراز شده و گروه کثیری از فقها کاملا مخالف و بحث هایی را در باب اسقلال تام او بیان داشته و برخی کاملا موافق ترویج ولائی او و ادامه ولایت قهری پدر و جد پدری هستند و برخی هم نظر بینابینی را مطرح کرده اند در قانون مدنی ماده 1043 مهمترین نص مقنن در این باب می باشد و نگارنده در این پژوهش سعی بر آن دارد با تتبع در نطور فکری فقها و نظرات حقوقدانان به تبیین مبانی نهاد اذن ولی در نکاح دختر باکره بپردازد و با تدقیق در ماده 1043 و دیگر مواد مربوطه، الگوی رویکرد قانونگذار به نقش و جایگاه ولایت ولی در ازدواج را شناسایی کند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�فرخواه، مرضیه و رضوانی گواسرایی، مبینا،1398،بررسی فقهی حقوقی ماده 1043 قانون مدنی،کنگره بین المللی تحقیقات بین رشته ای در علوم انسانی اسلامی،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات کنگره بین المللی تحقیقات بین رشته ای در علوم انسانی اسلامی30 مرداد 1398 · تهران