چکیده مقاله
اندیشیدن از اجزای ناگسستنی زندگی بشر محسوب می گردد، جزیی که فصل تمایز انسان از سایر موجودات نیز هست، بنابراین یکی از زیر ساخت های توسعه ی انسانی رشد مهارت تفکر بوده است که در حوزه کودکان آن را در قالب آموزش فلسفه برای کودکان ارائه داده اند، از سوی دیگر هیجان آگاهی ساختاری چندوجهی است و شامل خودارزیابی، تجربه شخصی و کنترل فردی می باشد در واقع خودآگاهی هیجانی به معنای توانایی شناسایی و توصیف هیجان های خویش و دیگران است هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش فلسفه برای کودکان بر میزان خودآگاهی هیجانی آنها بود، که با روش شبه آزمایشی و با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل انجام شد جامعه آماری شامل کلیه ی کودکان ۹ تا ۱۱ ساله، که بر اساس تحصیلات شامل دانش آموزان پایه سوم، چهارم و پنجم دوره ی ابتدایی شهر کرمانشاه بودند، که پس از انتخاب به روش نمونه گیری خوشه ای، ۳۰ نفر از دانش آموزان یک مدرسه به صورت کاملا تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند به این صورت که ۱۵ نفر در گروه آزمایش، و ۱۵ نفر به عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شدند شرکت کنندگان در گروه آزمایش طی۱۰ جلسه، آموزش فلسفه ورزی به روش اجتماع پژوهی را دریافت نمودند نتایج تحلیل کوواریانس پس از تعدیل اثر پیش آزمون نشان داد که آموزش فلسفه بر نمرات پس آزمون هیجان آگاهی دانش آموزان شرکت کننده در گروه آزمایش تاثیرمثبتی دارد و اثر معنادار کاربرد این روش مورد تاییدقرار گرفت به این معنا که آموزش فلسفه موجب افزایش معنادار هیجان آگاهی و کاهش معنادار هراس اجتماعی در کودکان گروه آزمایش نسبت به کودکان گروه کنترل شد بنابراین می توان نتیجه گرفت که آموزش فلسفه برای کودکان به عنوان برنامه ی آموزشی موثر موجب ارتقاء سطح متغیر شناختی همچون خودآگاهی هیجانی و کاهش اختلالات روانشناختی همچون هراس اجتماعی در کودکان می گردد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�رویش پور، مهدی و موسوی، طیبه السادات،1405،بررسی اثربخشی آموزش فلسفه برای کودکان بر میزان خودآگاهی هیجانی آنها،بیست و دومین کنفرانس ملی پژوهش های نوین در تعلیم و تربیت، روانشناسی، فقه و حقوق و علوم اجتماعی،شیروان
ارائهشده در
مجموعه مقالات بیست و دومین کنفرانس ملی پژوهش های نوین در تعلیم و تربیت، روانشناسی، فقه و حقوق و علوم اجتماعی30 اردیبهشت 1405 · شیروان