چکیده مقاله
در سده های اخیر، پارادایم غالب بر معماری جهان، متاثر از رویکردهای مدرنیسم کلاسیک، بر مفاهیمی چون صلبیت، ایستا بودن و جدایی فرم از عملکرد پویای محیطی استوار بوده است؛ رویکردی که امروزه در مواجهه با نوسانات اقلیمی، پیچیدگی های عملکردی و الزامات زیست محیطی عصر پایداری، با بحران ناکارآمدی بنیادین مواجه گشته است. پژوهش حاضر با هدف بازتعریف نقش معماری در عصر سیستم های زنده تطبیق پذیر، به تبیین گذار از ساختمان های منفعل و صلب به سامانه های هوشمند و زیست واکنش گر می پردازد. مسئله اصلی این پژوهش، کاوش در نحوه ادغام الگوریتم های محاسباتی، تکنولوژی های پویا و مکانیسم های زیستی جهت تبدیل معماری از یک بستر ایستا به یک ارگانیسم «هم کنشگر» و «آگاه» است. روش تحقیق در این مطالعه، «توصیفی-تحلیلی» بوده که با اتکا به مطالعات کتابخانه ای و مرور سیستماتیک نظریه های پیشرو، به خوانش مجدد «معماری زنده» در بستر نظریه سیستم های پیچیده اقدام نموده است. یافته های پژوهش مبین آن است که معماری در این پارادایم نوین، نه یک محصول نهایی و ایستا، بلکه یک فرایند سایبرنتیک است که از طریق حسگرهای محیطی، پردازش لحظه ای داده ها و عملگرهای واکنش گر، در یک چرخه بسته (Closed-loop) با کاربر و محیط قرار می گیرد. نتایج حاصل از تحلیل های ساختاری نشان می دهد که هوشمندی در معماری، فراتر از اتوماسیون صرف، به مثابه «زیست واکنش گری در مقیاس کالبدی» مطرح می شود که منجر به کاهش آنتروپی سیستم، بهینه سازی تراز انرژی و ارتقای کیفی آسایش زیستی می گردد. در نهایت، این پژوهش با تبیین مدل های تطبیق پذیر، پیشنهاد می دهد که آینده معماری پایدار در گروی طراحی سیستم هایی است که قادر به درک، یادگیری و پاسخ دهی مورفولوژیک در برابر تغییرات لحظه ای محیطی بوده و تعاملی هم افزا با طبیعت و انسان برقرار سازند.
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�الحی، مطهره و رحیمی، روح اله،1404،بازتعریف معماری در عصر سیستم های زنده تطبیق پذیر: گذار از ساختمان های ایستا به سامانه های هوشمند و زیست واکنش گر،بیست و نهمین کنفرانس ملی مهندسی عمران، معماری و شهرسازی،شیروان
ارائهشده در
مجموعه مقالات بیست و نهمین کنفرانس ملی مهندسی برق ،کامپیوتر و مکانیک28 بهمن 1404 · شیروان