چکیده مقاله
این مقاله به ارزیابی مفهوم الزام حقوقی در چارچوب پوزیتیویسم نوین هربرت هارت می پردازد و تلاش می کند نشان دهد که فهم هارت از الزام چگونه میان واقعیت اجتماعی قواعد و ضرورت هنجاری تبعیت از قانون پیوند برقرار می کند در بخش نخست، ماهیت الزام حقوقی و تمایز آن از الزام های اخلاقی، اجتماعی و تهدیدمحور بررسی شده و نقاط ضعف نظریه های کلاسیک از جمله آستین و کلسن در تبیین تجربه هنجاری الزام تشریح گردیده است سپس مبانی نظری هارت شامل قواعد اولیه و ثانویه، قاعده شناسایی، تحلیل درونی و بیرونی و تمایز میان «هست» و «باید» تبیین می شود در ادامه، مفهوم الزام از منظر هارت با تمرکز بر پذیرش نهادی مقامات، نقش پیش بینی ضمانت اجرا و تفکیک میان احساس الزام و دلایل الزام تحلیل می گردد بخش ارزیابی انتقادی نشان می دهد که نظریه هارت اگرچه موفق به ارائه تبیین نهادی و اجتماعی الزام شده، اما در تبیین الزام همگانی، رابطه الزام با اخلاق و وضعیت های اختلافی قاعده شناسایی با چالش مواجه است در بخش پایانی، ظرفیت ها و محدودیت های نظریه هارت در نظام حقوقی ایران بررسی می شود و نشان داده می شود که ساختار قواعد اولیه و ثانویه و مفهوم قاعده شناسایی در ایران دارای لایه ای ترکیبی از مشروعیت نهادی و مشروعیت فقهی است که باعث تفاوت بنیادین با مدل هارت می شود این ارزیابی در نهایت روشن می سازد که نظریه هارت، با وجود کارآمدی قابل توجه، برای تبیین الزام در نظام های حقوقی دینی نیازمند تکمیل نظری است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�ضائی، محمد و پورطالکوئی، معصومی و خالدی راد، علی و جوان، حسین،1404،ارزیابی مفهوم الزام حقوقی بر اساس نظریه پوزیتیویسم نوین هربرت هارت،بیستمین کنفرانس ملی پژوهش های نوین در تعلیم و تربیت، روانشناسی، فقه و حقوق و علوم اجتماعی،شیروان
ارائهشده در
مجموعه مقالات بیست و دومین کنفرانس ملی پژوهش های نوین در تعلیم و تربیت، روانشناسی، فقه و حقوق و علوم اجتماعی30 اردیبهشت 1405 · شیروان