چکیده مقاله
قانون پرداخت دیه در دین مبین اسلام یکی از مهمترین احکام اجرایی است و دیه به عنوان جبران خسارت وارده بر مجنیعلیه و یا مجازات جانی در نظر گرفته شده است ، و در چند مورد بر جانی واجب می گردد ؛ که از آن جمله است قتل وجنایت عمدی زمانی که قصاص منتفی باشد و جنایت شبه عمد ،که دیه مستقیما بر عهده جانی می باشد ، ولی در جنایتخطئی به دلیل عدم وجود عمد و مقصر نبودن پدید آورنده جنایت ، پرداخت دیه بر خویشاوندان پدری جانی که به عنوانعاقله مطرح می گردند ، واجب می شود ولی این قانون و موضوع عاقله زمانی می تواند مطرح باشد و اجرا شود که زندگیفامیلی و قبیله ای در جامعه مرسوم باشد و هر شخص در جامعه وابسته و متعلق به یک فامیل و طایفه باشد ، که این موضوعدر جامعه امروزی دیده نمی شود لذا در چنین جوامعی که هیچ بستگی قبیله ای وجود ندارد و موضوع عاقله نیز به عنوانپرداخت کننده دیه عملا منتفی می باشد لذا حکم وجوب دیه بر عاقله نیز با انتفاء موضوع منتفی می گردد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
منطق، هادی،1400،بررسی فقهی و حقوقی وجوب دیه بر عاقله،هفتمین کنفرانس بین المللی مطالعات حقوقی و قضای�
ارائهشده در
مجموعه مقالات هفتمین کنفرانس بین المللی مطالعات حقوقی و قضایی30 خرداد 1400