چکیده مقاله
نیاز به بحث از تفسیر قرارداد نیز آنگاه ضروری و اساسی جلوه می کند که خللی در اجرای مفاد قرارداد و اثربخشی آن در رابطهفردی و اجتماعی طرفین ایجاد شود، در واقع تفسیر قرارداد با روشن و آشکار کردن مفاد و عبارات و خواست و منظور طرفین، راه رابرای اجرای صحیح قرارداد هموار می کند و مقصود طرفین را برآورده می سازد در واقع دغدغه اصلی این پژوهش پاسخ به اینسوال است چگونه می توان از تفسیر قرارداد به تحول قرارداد با تاکیدبر اجتماعی شدن حقوق قراردادها عبور کرد ؟این پژوهش باروش توصیفی تحلیلی و با منابع موجود کتابخانه ای و منابع اینترنتی انجام شده است یافته های پژوهش تاکید گر این فرضیهاست که نظریه تحول به دنبال ایجاد تعامل حقوق طبیعی یا ارزش در برابر مصالح اجتماعی یا واقعیت است نظریه تحول قراردادبرای حمایت از متعاقدینی است که حصول اغراض قانونی آن ها به سبب جهل به حقایق قانونی، متعذر شده است و به همین دلیل،شامل قراردادهایی می شود که واجد آثار قانونیند نه آنهایی که فاقد چنین اثری هستند از منظر رویکردهای تحققی و جامعهشناختی به حقوق، قرارداد صرفا مرتبط براراده های متعاقدین نیست، بلکه ماهیتی اجتماعی دارد و می توان آن را بر مبنایهمبستگی اجتماعی یا تعاون اجتماعی تحلیل کرد طرفداران اراده باطنی، قصد و «اراده باطنی» متعاقدین را ملاک تفسیر قرار داده، تاکید می کنند که قاضی نیز برای تفسیر قرارداد، باید سعی در احراز همین اراده داشته باشد و این اراده را بر الفاظ قراردادمقدم بدارد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�رویشی، زهرا،1402،عبور از تفسیر قرارداد به تحول قرارداد، تاملی در اجتماعی شدن حقوق قراردادها،هفدهمین کنفرانس بین المللی مطالعات حقوقی و قضایی،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات هفدهمین کنفرانس بین المللی مطالعات حقوقی و قضایی26 اسفند 1402 · تهران