چکیده مقاله
در تقسیم بندی عقود در حقوق مدنی ایران، عقود عینی به خاصه در نهاد های مهم حقوق خصوصی از جایگاه ویژه ای برخوردار هستند و تحقق آنها تنها با شرایط معمول عقد که ایجاب و قبول می باشد، محقق نمی شود و به قبص که رکن سوم عقد است برای انعقاد آن مورد نیاز می باشد در متون فقهی، قبض به عنوان امری قابل استناد، موضوع مباحث گسترده ای بوده و فقها درباره ماهیت آن، آثار مترتب بر قبض، و حدود تاثیر آن در تشکیل یا لزوم عقد، دیدگاه های متفاوتی ارائه کرده اند این اختلاف نظرها در مواردی موجب تفاوت میان برداشت های فقهی و برداشت های حقوقی شده است پژوهشگر بر آن بود تا با رجوع به کتب حقوقی و مقالات معتبر دکترین و با توسل به قواعد و احکام فقه، ابتدا با روش توصیفی به این دست آورد برسد که قبض در عقود عینی نه تنها شرط انعقاد عقد در بیشتر موارد است، بلکه برآثار بعدی مانند لزوم و ضمان نیز تاثیر مستقیم دارد؛ همچنین تفاوت میان دیدگاه های تفاوت میان دیدگاه فقهی و مفاد مواد های قانونی در برخی مصادیق قانونی ضرورت تفسیر دقیق تر مواد قانونی را آشکار می کند، ودر ادامه با روش توصیفی و تحلیلی به پژوهش در سایر عقود هم عرضه بپردازد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�واه، یاری،1404،بررسی اجمالی عقود عینی در حقوق مدنی ایران به انضمام اوصاف آن در متون فقه،بیست و دومین کنفرانس بین المللی مطالعات حقوقی و قضای�
ارائهشده در
مجموعه مقالات بیست و دومین کنفرانس بین المللی مطالعات حقوقی و قضایی30 آبان 1404