چکیده مقاله
بافت شتابان شهرنشینی معاصر، به ویژه در کلان شهرهای ایران، با چالش های ساختاری نظیر کوچک سازی اجباری واحدها و کاهش محسوس سرانه فضا مواجه شده است؛ امری که پیامدهای منفی عمیقی بر سلامت روان و کارایی روزمره ساکنین دارد در پاسخ به این محدودیت های فیزیکی و اقتصادی، فلسفه مینیمالیسم از یک انتخاب زیبایی شناختی اختیاری به یک راهبرد ضروری و استراتژیک برای بقای معماری ارتقا یافته است این نگرش، محدودیت فضایی را نه به عنوان مانع، بلکه به مثابه زمینه ای برای کاتالیز نوآوری در طراحی می بیند این بررسی جامع، ضمن تکیه بر اصول پدیدارشناختی و طراحی عملکردگرا، چهار ستون اصلی اجرای موفق مینیمالیسم را تشریح می کند: اول، نظریه فضاهای سیال که مرزهای ثابت دیوارها را با تعریف سلسله مراتب بصری و عملکردی جایگزین می کند تا جریان آزاد فعالیت ها ممکن شود دوم، اصل تقلیل گرایی متمرکز بر کارایی که هر عنصر را ملزم به اثبات ضرورت عملکردی خود می سازد و بر مبلمان توکار و یکپارچه تاکید دارد سوم، مدیریت ادراک حسی از طریق بهره گیری از پالت های تک رنگ و متریال یکدست برای کاهش “بار بصری” و ایجاد حس وسعت است و چهارم، یکپارچگی سازوکار در طراحی اثاثه که انعطاف پذیری در برنامه ریزی فضایی را تضمین می کند علاوه بر این، تکنیک های اجرایی بومی شده، از جمله استفاده از سیستم های دیوار فعال برای پنهان سازی انبارش و به کارگیری هوشمندانه نورپردازی ساختاری، راهکارهای عملی برای پیاده سازی این رویکرد در پروژه های ایرانی ارائه می دهند در نهایت، پذیرش این سبک به معنای تقلیل امکانات نیست؛ بلکه تعریف مجدد کیفیت زندگی در سایه نظم، وضوح و حداکثر بهره وری از هر متر مربع فضا است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�عبانی، علی اصغر و ملاحسینی، مهسا،1404،سکونت در فضا های کم متراژ ، رویکردی مفهومی به معماری مینیمال،بیست و نهمین کنفرانس ملی مهندسی عمران، معماری و شهرسازی،شیروان
ارائهشده در
مجموعه مقالات بیست و نهمین کنفرانس ملی مهندسی عمران، معماری و شهرسازی28 بهمن 1404 · شیروان