چکیده مقاله
این رساله با عبور از تحلیل های کلان ساختاری و ژئوپلیتیک رایج در خصوص بحران آب، به دنبال درک این بحران از منظر «تجربه زیسته» و «بدن مندی» است پژوهش حاضر با اتکا به مبانی نظری پدیدارشناسی موریس مرلوپونتی، استدلال می کند که بحران آب صرفا یک مسئله مدیریتی یا فنی نیست، بلکه یک بحران ادراکی و وجودی است که مستقیما بر «بدن» شهروندان و درک آن ها از «جهان» تاثیر می گذارد در این رویکرد، بدن نه به عنوان یک ابژه بیولوژیک Körper ، بلکه به مثابه «سوژه ادراک کننده» و کانون اصلی تجربه جهان Leib ، در مرکز تحلیل قرار می گیرد محجل و همکاران، ۱۴۰۰؛ خبازی کناری و سبطی، ۱۳۹۵ این پژوهش با روش شناسی کیفی مبتنی بر پدیدارشناسی هرمنوتیک، از طریق تحلیل اسنادی گفتمان های حاکم و انجام مصاحبه های عمیق با گروه های درگیر کشاورزان، شهروندان مناطق بحرانی و هنرمندان ، به واکاوی این مسئله می پردازد که چگونه کمبود آب، تجربه روزمره، ادراک از فضا و زمان، روابط اجتماعی، امید به آینده و حتی بیان هنری را بازتعریف می کند یافته های اولیه نشان می دهد که سیاست گذاری های کلان که فاقد توجه به «دانش بدن مند» هستند اصلانی و کمالی، ۱۴۰۲ ، به بیگانگی فضایی، تضعیف امید اجتماعی مرکز رصد فرهنگی کشور، ۱۴۰۲ و انفعال بدن ها منجر می شوند در نهایت، این رساله مفهوم «سیاست بدن مند آب» را به عنوان چارچوبی نظری برای فهم ابعاد انسانی و وجودی بحران های زیست محیطی و ارائه دلالت های سیاستی مبتنی بر تجربه زیسته در ایران معاصر معرفی و تبیین می کند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�سول نژاد، پیمان،1403،پدیدارشناسی بحران آب در ایران: تحلیل تجربه زیسته و سیاست بدن مند در مواجهه با کمبود منابع،چهارمین همایش بین المللی علوم سیاسی، مدیریت، اقتصاد و حسابداری،همدان
ارائهشده در
مجموعه مقالات چهارمین همایش بین المللی علوم سیاسی، مدیریت، اقتصاد و حسابداری27 بهمن 1403 · همدان