چکیده مقاله
زمینه و هدف: بعد از سال ۱۹۴۸ اسناد و کنوانسیون های متعددی به بررسی موضوع حق آموزش و پرورش پرداخته اند، اما هنوزهم، شاهد نقض این حق بعنوان یکی از مصادیق حقوق بشر هستیم این مقاله، با بررسی اسناد جهانی، منطقه ای و با نگاهی تحلیلیبه بررسی رویه دیوان اروپایی حقوق بشر در خصوص نقض حق تحصیل کودکان، زنان و معلولان به عنوان آسیب پذیرترین گروه ازافراد بشر پرداخته و در پی شناسایی حلقه مفقود ای است که باعث شد با وجود تاکیدهای فراوان در اسناد مختلف و حتی وجودسازو کارهایی برای احقاق حق در صورت تضییع، هنوز هم میلیون ها نفر در سطح جهان و بلاخص اروپا، از این حوق ابتدایی ، غیرقابل سلب و انکار بی بهره اند روش شناسی: پژوهش حاضر بر اساس روش توصیفی تحلیلی و بر پایه اسناد و منبع کتابخانه ای نگاشته شده است و در این راستا، با مطالعه اسناد بین المللی، با هدف کاربردی، اطلاعات به دست آمد مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است نتایج و یافته ها: با بررسی آرای صادر دیوان اروپایی حقوق بشر به نظر میرسد، بیشترین میزان نقض در د سال گذشته مربوطبه کودکانی است که به جهت معلولیت ارثی یا اکتسابیشان در نتیجه سوانح طبیعی یا بشری، مشکلات آنان مضاعف گردید است واین درحالی است که دیوان اروپایی حقوق بشر از سال ۱۹۵۰ ، مرجع صالح به رسیدگی است بایستی درتحلیل دعاوی دیوان، درمورد این نقض، منابع و محدودیت های دولتی که از آن شکایت شد و همچنین اقدامات لازم انجام شد را، به لحاظ کافی و موثربودن در نظر داشت
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�قیقی، مائده و دربندی، شهروز،1402،تحلیل رویه دیوان اروپایی حقوق بشر در رابطه با نقض حق آموزش و پرورشکودکان، زنان و معلولان،اولین همایش بین المللی وکالت، حقوق و علوم انسانی،همدان
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین همایش بین المللی وکالت، حقوق و علوم انسانی18 تیر 1402 · همدان