چکیده مقاله
رابطه دین و سیاست از مهم ترین مباحثی است که علاوه بر یادکرد در فقه اسلامی ، مورد توجه جریانهایمنشعب از فرق مذهبی بوده است جریان دگراندیش بهائیت که از آبشخور شیخیه تغذیه کرده و با ادعایمهدویت و نسخ شریعت، از دایره اسلام خارج شد، با طرح شعار جدایی دین از سیاست، تلاش نمود تاپیروانش را از کنشگری سیاسی پرهیز دهد بهائیت با تضعیف ارکان اندیشه سیاسی تشیع و تضعیفمرجعیت، درصدد برآمد تا مسلمانان را از صحنه اجتماعی بیرون برده و پویش سیاسی شیعیان را منفعلسازد این پژوهش بر مبنای روش تحقیق توصیفی و تحلیلی ، برآن است تا به این پرسش پاسخ دهد کهاندیشه جدایی دین از سیاست ، بر چه مبنائی از سوی زعمای بهائی مطرح شد؟ در حالی که خاستگاه اینکیش ، مذهبی بود که بر کنشگری سیاسی و مداخله در سیاست تاکید داشت نتیجه تحقیق نشان میدهدکه ادعا و توصیه عدم مداخله بهائیان در سیاست ، رویه ای هدفمند بوده است تا پیشوایان این فرقه، براساس آن، ضمن کاستن از حساسیت جامعه به تحرکات خود، در راستای ترویج بهائیت، از آن بهره گرفته وبا ادعای گرایش به سکولاریسم، جنبه مترقیانه ای به دیانت خود دهند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�عفری، حسین و حجتی نسب، مرتضی و لطفیان، الهام،1402،سیاست گریزی یا انحصارگرایی سیاسی بهائیت و مساله کنشگری سیاسی،دومین همایش بین المللی وکالت، حقوق و علوم انسانی،همدان
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی وکالت، حقوق و علوم انسانی14 بهمن 1402 · همدان