چکیده مقاله
از میان مبانی خیار غبن طبق مبنای قاعده لاضرر و همچنین تخلف از شرط ضمنی که از مقبولیت بیشتری نسبت به سایر مبانی برخوردارند، در صورت اسقاط خیار غبن، عقد بیع برای مغبون لازم الاجرا میشود و قابلیت انحلال خود را از دست میدهد چرا که مطابق قاعده لاضرر، مغبون با پذیرفتن شرط اسقاط خیار غبن، طبق قاعده اقدام به ضرر خود اقدام کرده و آن را پذیرفته است، همچنین به موجب نظریه تخلف از شرط ضمنی، وقتی بنای طرفین در معاملات و تراضی ضمنی آنها معتبر باشد، تراضی و توافق صریح یا ضمنی آنان در مورد اسقاط خیار غبن نیز معتبر خواهد بود، اما مطابق نظریه نوعی، مغبون حتی با وجود شرط اسقاط خیار غبن نیز میتواند معامله را به هم بزند و ضرر خود را جبران کند، چرا که این مبنا غبن را از مسائل مربوط به نظم عمومیو اخلاق حسنه میداند و اسقاط آن را جایز نمیداند، به همین دلیل حتی اگر شرط اسقاط ضمن عقد بیع، درج شود چنینی شرطی فاقد اعتبار بوده و نفوذ حقوقی نخواهد داشت، طبق مبنای نظریه شخصی و سلامت اراده که دارای مفهوم مشابهی میباشند، باید قائل به تفکیک شد، بدین ترتیب که در فرضی که عقد بیع باطل باشد، هم عقد و هم شرط ضمن آن فاقد اثر حقوقی خواهد بود و دیگر جایی برای بحث از نتیجه اسقاط خیار غبن باقی نمیماند، چراکه نه معاملهای وجود خواهد داشت و نه شرطی که بحث اثر اسقاط آن مطرح شود، اما اگر عقد بیع غیر نافذ باشد ومغبون معامله را تنفیذ کند، یعنی هم عقد و هم شرط اسقاط را پذیرفته و درنتیجه خیار غبن ساقط شده و مغبون دیگر نمیتواند به استناد خیار غبن معامله را منحل کند در نوشتار حاضر با روش توصیفی تحلیلی به واکاوی حقوقی آثار اسقاط خیار غبن در عقد بیع پرداخته شده است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�وست، فاطمه،1402،واکاوی حقوقی آثار اسقاط خیار غبن در عقد بیع،شانزدهمین کنفرانس بین المللی حقوق و علوم قضای�
ارائهشده در
مجموعه مقالات شانزدهمین کنفرانس بین المللی حقوق و علوم قضایی1 دی 1402