چکیده مقاله
رابطه میان دیوان بین المللی دادگستری و شورای امنیت سازمان ملل متحد، یکی از ابعاد بنیادین و در عین حال چالش برانگیز نظم حقوقی بین المللی است از یک سو، دیوان به عنوان رکن قضایی اصلی ملل متحد، وظیفه تفسیر حقوق بین الملل و حل وفصل اختلافات حقوقی میان دولت ها را برعهده دارد از سوی دیگر، شورای امنیت، به عنوان رکن سیاسی اجرایی دارای اختیارات گسترده در حفظ صلح و امنیت بین المللی، گاه تصمیماتی اتخاذ می کند که از منظر حقوقی محل تردید یا اعتراض است در چنین شرایطی، این پرسش بنیادین مطرح می شود که: آیا دیوان می تواند نقش کنترل کننده، محدودکننده یا حتی تصحیح گر تصمیمات شورا را ایفا کند؟ این مقاله با استفاده از روش تحلیلی توصیفی و از رهگذر مطالعه تطبیقی آرای دیوان در قضایایی چون لاکربی، دیوار حائل، اوکراین و نسل کشی میانمار، تلاش می کند به روشی علمی نشان دهد که اگرچه میان این دو نهاد نوعی تنش ساختاری قابل شناسایی است، اما دیوان در حال بازتعریف کارکرد خویش به مثابه «تضمین کننده مشروعیت حقوقی در فضای بی عملی سیاسی» است در پایان نتیجه گیری می شود که تقویت نقش دیوان، به رغم محدودیت اجرایی، می تواند پاسخی حقوق مدار به ناکارآمدی شورای امنیت در مواجهه با بحران های معاصر باشد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
نظری، مسعود،1404،تنش یا تکامل؟ رابطه دیوان بین المللی دادگستری و شورای امنیت در نظم نوین حقوق بین الملل،بیست و یکمین کنفرانس بین المللی مطالعات حقوقی و قضای�
ارائهشده در
مجموعه مقالات بیست و یکمین کنفرانس بین المللی مطالعات حقوقی و قضایی24 مرداد 1404