چکیده مقاله
جاودانگی آثار معماری همواره یکی از بنیادی ترین دغدغه های نظری در حکمت معماری بوده است؛ دغدغه ای که اغلب یا به دوام کالبدی بنا فروکاسته شده یا به ماندگاری نمادها و معانی بصری محدود گردیده است این پژوهش با عبور از رویکردهای تقلیل گرایانه، جاودانگی فضا را پدیده ای ادراکی–زمانی می داند که در پیوند میان تجربه زیسته انسان و حافظه جمعی شکل می گیرد بر این اساس، مسئله اصلی پژوهش تبیین این پرسش است که معماری چندحسی چگونه می تواند از رهگذر درگیرسازی هم زمان حواس انسانی، تجربه فضایی را به حافظه ای پایدار و جمعی تبدیل کرده و زمینه جاودانگی فضا را فراهم سازد روش پژوهش، توصیفی–تحلیلی و مبتنی بر تحلیل فلسفی متون حوزه پدیدارشناسی ادراک، نظریه های تجربه فضایی و مطالعات حافظه جمعی است یافته های پژوهش نشان می دهد که فضا زمانی واجد قابلیت جاودانگی می شود که از سطح ادراک لحظه ای فراتر رفته و در بستر تجربه بدن مند، در حافظه جمعی رسوب یابد معماری چندحسی با فعال سازی لایه های غیر بصری ادراک، از جمله لامسه، صدا، بو و ریتم فضایی، امکان تعمیق تجربه و باززیست پذیری آن را فراهم می سازد و از این طریق، فضا را به یک مرجع پایدار معنایی در حافظه جمعی بدل می کند نتیجه پژوهش حاکی از آن است که جاودانگی فضا نه ویژگی ذاتی کالبد معماری، بلکه حاصل کنش متقابل میان انسان، تجربه چندحسی و ساختارهای معنایی مشترک است؛ کنشی که در آن معماری به مثابه فرآیندی زنده و اجتماعی، نقش فعالی در قوام یابی حافظه جمعی و استمرار معنا در طول زمان ایفا می کند این تبیین، افق تازه ای برای بازاندیشی در مفهوم جاودانگی معماری در پیوند با کیفیت تجربه انسانی می گشاید
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
ندافی، حجت و عباسی، نوشین،1404،معماری چندحسی و تکوین حافظه جمعی در تبیین فلسفی جاودانگی فضا،بیست و نهمین کنفرانس ملی مهندسی عمران، معماری و شهرسازی،شیروان
ارائهشده در
مجموعه مقالات بیست و نهمین کنفرانس ملی مهندسی عمران، معماری و شهرسازی28 بهمن 1404 · شیروان