چکیده مقاله
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی تاثیر ظرفیت جذب بالقوه و ظرفیت محقق شده بر موفقیت پروژه با نقش میانجی چابکی استراتژیک و نقش تعدیلگر پیچیدگی پروژه می باشد روش تحقیق در پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی پیمایشی است جامعه آماری مدیران و کارکنان شرکت خودروسازی زامیاد می باشد که تعداد آنان ۳۰۰۰ نفر است نمونه آماری با استفاده از روش آماری جدول مورگان ۳۴۱ نفر در نظر گرفته شد جهت جمع آوری اطلاعات این پژوهش از پرسشنامه استاندارد ماتا و همکاران ۲۰۲۳ استفاده شد به منظور بررسی نرمال بودن توزیع داده ها از آزمون کولموگروف اسمیرنوف استفاده شد و با توجه به غیر نرمال بودن توزیع داده ها برای بررسی فرضیه های تحقیق روش معادلات ساختاری و نرم افزار SMARTPLS۳ بکار گرفته شد یافته ها نشان داد؛ظرفیت جذب بالقوه بر موفقیت پروژه تاثیر مثبت دارد ظرفیت جذب تحقق یافته بر موفقیت پروژه تاثیر مثبت دارد ظرفیت جذب بالقوه بر چابکی استراتژیک تاثیر مثبت دارد ظرفیت جذب تحقق یافته بر چابکی استراتژیک تاثیر مثبت دارد چابکی استراتژیک بر موفقیت پروژه تاثیر مثبت دارد چابکی استراتژیک در تاثیر ظرفیت جذب بالقوه بر موفقیت پروژه نقش میانجی دارد چابکی استراتژیک در تاثیر ظرفیت جذب تحقق یافته بر موفقیت پروژه نقش میانجی دارد پیچیدگی پروژه در تاثیر ظرفیت جذب بالقوه بر چابکی استراتژیک نقش تعدیلی دارد پیچیدگی پروژه در تاثیر ظرفیت جذب تحقق یافته بر چابکی استراتژیک نقش تعدیلی دارد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�هسته آهنگرکلائی، مجید،1404،تاثیر ظرفیت جذب بالقوه و ظرفیت محقق شده بر موفقیت پروژه با نقش میانجی چابکی استراتژیک و نقش تعدیلگر پیچیدگی پروژه،دومین کنفرانس ملی "بدون نفت، چگونه؟"،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین کنفرانس ملی "بدون نفت، چگونه؟"6 آذر 1404 · تهران