چکیده مقاله
ستم ملی جزو لاینفک تاریخ افغانستان است که حاکمان در نظام های گوناگون روا داشته اند استبداد و ستم الیت یک قوم پشتون علیه اقوام دیگر همواره مورد بحث بوده و اساسی ترین منازعه افغانستان دانسته می شود طاهر بدخشی بنابر درک و دریافتش از تاریخ این کشور در دهه چهل خورشیدی، حل عادلانه مسئله ملی را مطرح کرد او معتقد بود که افغانستان، کشوری است با تنوع قومی، فرهنگی و مذهبی؛ انکار این واقعیت و حذف آن ها از بدنه قدرت و سیاست افغانستان، در گذشته و حال، یکی از دلایل اصلی منازعه و بحران است بدخشی باخوانش انتقادی از تاریخ افغانستان با رویکرد مارکسیستی و مشخصا بحث «حق ملل در تعیین سرنوشت خویش»، به مسئله ملی در افغانستان پرداخت به باور او «ستم ملی» در سه حوزه ی سیاسی، فرهنگی و اقتصادی از طرف الیت قوم حاکم بر اقوام دیگر صورت گرفته است مضاف بر این، استعمار خارجی همیشه از این ستم حمایت کرده است بنابراین با تغییر رویکردهای حکومتی، این روحیه از میان برداشته نشد و اکنون که جهان حق ملت ها را به رسمیت می شناسد و مهم تر اینکه گروه های چپ افغانستان در مسیر مبارزاتی خود به مارکسیسم لنینیزم ارجاع می دهند، می باید به این امر بیندیشند که در این تفکر، به رسمیت شناسی حق تعیین سرنوشت ملت ها از اهمیت خاصی برخوردار است با این اندیشه بدخشی تاکید دارد که بدون توجه به ستم ملی در افغانستان، وحدت خلق ها برای یک مبارزه ملی در کشور میسر نیست این ایده در تفکر طاهر بدخشی از این جهت شکل می گیرد که بورژوازی پشتون و سوسیالیست های آن، حتا در دوران حاکمیت چپ مارکسیست هم نتوانستند از تفکر قبیله و قومی خود عبور کنند از نظر طاهر بدخشی در چنین وضعیتی مبارزه اقوام تحت ستم برای تعیین سرنوشت خویش امر مهم و اولیه است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�ابک، محب الله،1403،ایده شکل گیری مسئله ملی در افغانستان،دهمین همایش ملی تحقیقات میان رشته ای در مدیریت و علوم انسانی،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات دهمین همایش ملی تحقیقات میان رشته ای در مدیریت و علوم انسانی31 شهریور 1403 · تهران