چکیده مقاله
در دنیای امروز ادبیات از دیدگاه های مختلف، از جمله روان شناسی مورد بررسی قرار میگیرد یکی از راه های ژرفا بخشیدن به داستان و تقویت تاثیر آن بر مخاطب، پردازش صحیح شخصیت است روان شناسی شخصیت یکی از شاخه های روان شناسی علمی و یکی از شاخه های نقد روانشناختی است که به نظر می رسد به فهم لایه های زیرین یک اثر و درک عمیق ساخت های روانی آن میپردازد، این نگاه نوین از اواخر قرن نوزدهم روی کار آمده است این پژوهش توصیفی_تحلیلی که به روش کتابخانه ای گردآوری شده، به تحلیل روان شناسانه ی شخصیت منیژه و بیژن براساس سنخ نمای شخصیتی مایرز بریگز ، در شاهنامه می پردازد فردوسی با استفاده از هر دو شیوه ی مستقیم و غیر مستقیم یعنی با بهره گرفتن از توصیف، گفت وگو، کردار، رفتار هر شخصیت، اظهار نظر شخصی، معرفی توسط خود شخصیت و یا از طریق دیگر قهرمانان مرتبط با داستان هر شخصیت را به خواننده می شناساند درمقاله حاضر، دیدگاه هایی که یونگ بعد از فروید وارد حوزه روان شناسی کرد وسب رد بینشهای شخصیتی او توسط مایرز بریگز گردید، در داستان منیژه وبیژن اعمال شد و 16تیپ شخصیتی مطابق با 8 بعد شخصیتی آنها برون گرا درون گرا، حسی شمی، احساسی فکری و داروی کننده ادراک کننده در این اثر مورد بررسی قرار گرفت به نظر میرسد داستان منیژه و بیژن بر پایه نظریات مختلف روان شناسی توصیفی تحلیلی قابل بررسی است و ازجمله تیپ های شخصیتی حاضردر این داستان، میتوان به تیپ های ESFP منیژه و ESTJ بیژن اشاره نمود که هرکدام ویژگی هایی دارند که درمقاله به آنها پرداخته شده است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�یدری، حمیدرضا و جمشیدی، فرزانه،1397،بررسی ابعاد روان شناسی شخصیت در داستان منیژه و بیژن شاهنامه فردوسی با تکیه بر سنخ نمای شخصیتی مایرز_ بریگز،کنفرانس بین المللی مطالعات زبان، ادبیات و فرهنگ
ارائهشده در
مجموعه مقالات کنفرانس بین المللی مطالعات زبان، ادبیات و فرهنگ30 تیر 1397