چکیده مقاله
شعر عرفانی با جلال الدین محمد مولوی، شاعر و عارف نامدار قرن هفتم حیات تازه ای یافت و به اوج قله ای دست یافت که ادبیات عرفانی بعد از او نتوانست از نفوذ و سلطه بلامنازع شعرش بی تاثیر ماند از سوی دیگر سهراب سپهری شاعر معاصر، با همه پیچیدگی و ابهام موجود، مبتنی بر نوعی عرفان است که مخاطبانی خاص را طلب می کند علیرغم آبشخورهای فکری به ظاهر متفاوت و اختلاف زمانی بیش از 7 قرن شعر این دو شاعر، گاه از همگونی و وحدتی غیرقابل انکار برخوردار است که بی تردید نمی تواند اتفاقی یا ناشی از توارد باشد؛ وسعت نگرش که نشات گرفته از اندیشه کیهانی و برخاسته از نوعی فلسفه منحصر به فرد است و تجربه زیستن در جغرافیایی واحد شاید بتواند توجیه کننده این مشابهت باشد وجوه عمده این مشابهت در شعر این دو شاعر عبارتند از: نگرش کل نگر به جهان هستی، برخورداری از معرفتی دیگرگون، تفسیری تازه از موضوعات، شخصیت بخشی به پدیده های هستی، نام گذاری جدید اشیاء و پدیده ها، مخالفت با هرگونه ذهنیت و پیش داوری، همراهیی و همصدایی با طبیعت و پدیده های طبیعی این پژوهش با شیوه توصیفی – تحلیلی و روش کتابخانه ای انجام شده است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
مباشری، محبوبه،1398،بازتاب اندیشه کیهانی مولانا در سپهر نگاه سپهری،دومین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان،ادبیات، فرهنگ و تاریخ
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان،ادبیات، فرهنگ و تاریخ18 اردیبهشت 1398