چکیده مقاله
پیرنگ به عنوان یکی از عناصر اصلی داستان و دربردارنده ی کنش های درونی و بیرونی آن، نقشی اساسی و تعیین کننده در تشکیل ساختار و شالوده داستان به شیوه تسلسل علت و معلول دارد با توجه به اینکه بسیاری از متون ادبی، مضامین داستانی و روایی را در خود جای داده اند، بررسی عناصر داستان میتواند بیانگر قدرت خلاقانه نویسنده اثر و توجه او به اسلوب های گوناگون5 بیان باشد این پژوهش با روش تحلیلی توصیفی به بررسی و نقد پیرنگ و اجزای آن شروع، ناپایداری، تعلیق و اوج، گره افکنی و گره گشایی در حکایتهای اسرارالتوحید پرداخته است در این حالت، ساختمان طرح از سه بخش آغاز، میانه و پایان تشکیل می گردد هر داستان با واقعه ای ناشی از عدم تعادل شروع شده، با ایجاد گره و تعلیق، بسط و گسترش می یابد و سرانجام به اوج خود میرسد که همراه گره گشایی است وجود نقشمایه های آزاد و بنمایه های داستان نیز در خلق پیرنگ، بیانگر تلاشهای نویسنده برای خلق حالتهای تیپیک قصه های عامیانه و نیز شگردهای او برای خروج از حالتهای تکراری در داستان است نتیجه این پژوهش نشان میدهد که نویسنده، با وجود کوتاهی حکایتها توانسته است با ایجاد ناپایداری و گاه کشمکش، گره هایی را در داستان ایجاد کرده و سپس آنها را مرتفع نماید همچنین کوتاه بودن حکایتها سبب مبهم شدن مرز بین اجزای پیرنگ میشود؛ اما نویسنده توانسته است اندیشه ها و عقاید خود را در این اثر، به وضوح نشان دهد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�بیدی نیا، محمدامیر و کوشش شبستری، رحیم و مهرابی، سیدمحسن،1398،بررسی و نقد پیرنگ در حکایت های اسرارالتوحید،دومین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان،ادبیات، فرهنگ و تاریخ
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان،ادبیات، فرهنگ و تاریخ18 اردیبهشت 1398