چکیده مقاله
آثار افلاطون همواره به عنوان دیالوگ های فلسفی مطالعه و بررسی شده اند اغلب منتقدان در طول تاریخ این دیالوگ ها را واجد ارزشدراماتیک ندانسته اند و به ندرت آنها را از لحاظ جنبه های دراماتیک مطالعه کرده اند رویکرد فلسفی افلاطون به مسئله تقلید وهنرهای محاکاتی از قبیل تئاتر و درام، او را همواره به چهره ای ضد تئاتری تبدیل کرده است تاکید او در رسالت مختلف بر مفهومروایت به جای محاکات از دیگر دلایل کمرنگ شدن حضور نظریات او در حوزه تئاتر و درام است اما تئاتر و درام مدرن که از محاکاتفاصله گرفته و بیشتر روایت محور است، قرابت هایی با مفاهیم افلاطون دارد درام های روایی در دوره مدرن به عنوان گونه ای مستقل بهرسمیت رسیدند پژوهش پیش رو به مطالعه این گونه مستقل درام های روایی می پردازد که ریشه در دیالوگ های افلاطونی دارند بدینمنظور ابتدا مفاهیم محاکات و روایت از دیدگاه افلاطون و ارسطو تشریح شده است رابطه دیالوگ های افلاطون با تئاتر و درام به طورکلی و با تراژدی و کمدی به طور خاص نیز مورد بررسی قرار گرفته است بعد از دستیابی به دراماتورژی درام افلاطونی به عنوانخاستگاه درام روایی، به جایگاه تئاتر و درام در دوره مدرن پرداخته ایم رابطه درام های روایی مدرن با درام افلاطونی را تحلیل کرده و بهمولفه هایی اشاره کرده ایم که برسازنده درام روایی هستند سپس با استفاده از این مولفه ها، ساختار درام ایران را تحلیل کرده ایم تا بازیر لایه های سازنده ادبیات نمایشی ایران آشنا شویم بعد از مقایسه تطبیقی بین درام افلاطونی و درام روایی ایران، با بهره گیری از نتایجبه دست آمده، نمایشنامه های بهمن فرسی را به عنوان یکی از نمایشنامه نویسان مدرن ایران بررسی کرده ایم در انتها با توجه به تطبیقمولفه های روایی درام افلاطونی با ساختار درام ایران به طور کلی و با ساختار آثار فرسی به طور مشخص، به مختصات جدیدی برایدرام ایران رسیده ایم
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�امتی، مژده،1398،بررسی رابطه درام افلاطونی با درام روایی ایران با نگاهی به آثار بهمن فرسی،سومین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ
ارائهشده در
مجموعه مقالات سومین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ22 مهر 1398