چکیده مقاله
شیخ فرید الدین محمد عطار نیشابوری یکی از بزرگان و نوابغ عرفا است که با صدق و اخلاص بی نطیری در توسعه مکتب عرفانگام های سترگی برداشته است ذهن خلاق و نوآور او درسایه قوه خلاق و ابداع بی نظیر توانسته است در زمینه تعالیم عرفانیسهم بسزایی داشته باشد می توان عطار سنایی و مولانا را سه رکن ازارکان مثلث عرفان نامید با دقت در مثنوی عطار متوجهمی شویم که اکثر قریب به اتفاق شعر او در جهت تصوف و عرفان بوده است که با کلامی بسیار ساده و لطیف بیان شده و درعین سادگی و لطافت در بردارنده عالی ترین مفاهیم و حقایق عرفانی می باشد شعر برای عطار ابزار بوده نه هدف که از آن برای بیان اهداف خود استفاده کرده است و گاهی در قالب رمز و تمثیل و گاهی ازسمبل و نماد پرندگان استفاده نموده است عطار روح انسان را خلیفه می داند و برای آن شاخه هایی در نظر می گیرد که نفسیکی از آن هاست برخوردی که عطار با مفاهیمی مثل : نفس – فقر توحید دارد در نوع خود تازگی دارد که عطار برای آن هاقائل شده تا قبل ازعطاردرجایی نیامده است او جای نفس را جهان محسوس می داند بلکه آنها رمزی از عرفان می باشند کهسلوک آنها تنها به سیر در حالات و مقامات محدود نمی شود بلکه لفظ منطق الطیر ماخوذ است از آیه شریفه وورث سلیمانداود و قال یا ایها الناس علمینا منطق الطیر و اوتینا من کل شی ء ان هذاالهوالفصل المبین و وراث شد سلیمان داود را گفت :ای مردم ! آموخته شدیم سخن پرنده را از او همه چیز ما را بداند و بدرستی این بخشایش آشکاری است آقای دکتر اشرف زاده11:1373 آقای دکتر اشرف زاده : حرکت نفس برای وسوسه انسان به بدی مانند مورچه سیاهی بر سنگ سیاهی در شب تاریک است یعنیچنان آهسته و آرام انسان را فریب می دهد که خود انسان گاها متوجه نمی شود چه اتفاقی می افتد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
محمدزاده اینچه سابلاغ، فریبا و اشرف زاده، رضا،1399،نفس سرکش و نمادهای آن در منطق الطیر عطار نیشابوری،پنجمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان،ادبیات، فرهنگ و تاریخ
ارائهشده در
مجموعه مقالات پنجمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان،ادبیات، فرهنگ و تاریخ25 تیر 1399