چکیده مقاله
استعاره مفهومی، ره یافتی نوین است که در حوزه روانشناسی شناختی مطرح شده و به سرعت راه خود را در بسیاری از شاخه های علوم انسانی گشوده است هدف از روانشناسی شناختی، تمرکز بر روی چیستی ذهن انسان و چگونگی کارکرد آن و پاسخ دادن به این سوال است که ذهن انسان چگونه کار می کند هدف اصلی این دانش، آن است که دریابد ذهن چگونه کار می کند و هوشمند بودن مغز به چه معنی است بر اساس روانشناسی شناختی می دانیم که ذهن انسان ساختاری استعاری دارد و برای درک مفاهیم، آنها را به پدیده های ملموستر تشبیه می کند و در نهایت با تولید استعاره، امکان درک مفاهیم را فراهم می سازد پژوهش حاضر با استفاده از رهیافت استعاره مفهومی مجموعه «آیینه ای برای صداها» شامل پنج دفتر شعر از زبان برگ، در کوچه باغ های نشابور، مثل درخت در شب باران، از بودن و سرودن و بوی جوی مولیان را بررسی نموده است جمع آوری داده ها به روش کتابخانه ای و بررسی آنها به روش توصیفی – تحلیلی و بر اساس منطق استعاره مفهومی است یافته های پژوهش نشان می دهد برای شفیعی کدکنی، شاعر انسانگرای طبیع تسرای ایرانی که تباری خراسانی دارد، خراسان مجموعه ای از مکان های فراوان با خاطرات زمانی تاریخی انبوه است و این خاطرات، منبع الهام بخش استعاره های اوست هستی برای شفیعی کدکنی، تلفیقی از سه جزء است: انسان، مکان خراسان و ایران و زمان تاریخ خراسان و ایران دیگر پدیده ها در نسبت با این سه، معنی می شوند و ارزش می یابند و مبدل به استعاره در انواع مختلف ساختاری هستی شناختی و جهتی می شوند سه کلان استعاره «هستی، انسان است»، «هستی، مکان است» و «هستی، زمان» است بیانگر بینش کلی او نسبت به هستی و جایگاه انسان در کائنات است زیرمجمو عه این کلان استعارهها، استعارههای فراوانی است که در ابعاد مختلف دیده می شوند و همچون رشته ای ظریف، اجزای شعر او را به هم پیوند داده اند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
پیران، حسن و ملاکی، زهره،1400،بررسی استعاره های مفهومی در مجموعه « آیینه ای برای صداها» از محمدرضا شفیعی کدکنی،نهمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ
ارائهشده در
مجموعه مقالات نهمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ14 آبان 1400