چکیده مقاله
بررسی متون ادبی از دیدگاه تحقیقات تطبیقی، منظری است که می تواند در رمزگشایی رمزهای این آثار و مطابقت آن با آثار جدید، ژرفای دیدگاه ها را عمق بخشد کهن الگوها چون از ناخودآگاه خرد جمعی می آیند، در بررسی تطبیقی متون ادبی که مبتنی بر اسطوره ها به نگارش درآمده اند، اسطوره ها و الگوهای جدید زندگی را می سازند امروزه یکی از راه های تحلیل و نقد ادبی، بررسی همین کهن الگوها در آثار مدرن است حماسه ی گیل گمش و یغمای شاهانه ی خورشید دو اثر منتخب پژوهش، ویژگی مناسبی در ساختار کهن الگوها دارند درونمایه ی نمایشنامه ی یغمای شاهانه خورشید بر اساس کهن الگو، پژوهش نگارنده را به گیل گمش ارتباط داده است تا مورد کهن الگوها را در اسطوره ها مجدد بازخوانی کند کشف رمزگونه ی نمایشنامه ی یغمای شاهانه ی خورشید بدست نمی آمد، مگر با تحلیل داستان کهن گیل گمش از دیدگاه کهن الگوها لایه های زیرین آثار مدرن مبتنی بر اسطوره های کهن و کهن الگوها، حیات و پویائی آن آثار را برای اسطوره سازی مدرن مهیا و ماندگار می کنند در این پژوهش که با روش تحلیلی به تطبیق دو اثر «حماسه ی گیل گمش» و «یغمای شاهانه ی خورشید» و تحلیل محتوای کهن الگو های مستخرج شده، پرداخته ، نوعی رابطه ی مشخص در میان این دو اثر دیده می شود کهن الگوهایی که در نمایشنامه و اثر حماسی گیل گمش بدست آمد: سفر قهرمان، تولد نامتعارف، فرایزدی، گذر از آب، باورمندی به شمس، گذر از سرزمین تاریکی، میل به جاودانگی، گذر از کوه های صعب العبور، اعداد مقدس و زخم نمادین است که برمبنای آنها تحلیل های مورد نظر پژوهش انجام گرفت وجه تمایز عناصر و نشانه هایی که با تطبیق و کنارهم چیدن دو اثر به دست می آید گیل گمش تسلیم میرایی انسان می شود، اما پیزارو با کشف میرائی، به دنبال کورسوی زندگی و ادامه ی آن با نام آوری است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
واثق ملکی، نگار،1400،بررسی تطبیقی حماسه گیل گمش با نمایشنامه ی یغمای شاهانه ی خورشید،نهمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ
ارائهشده در
مجموعه مقالات نهمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ14 آبان 1400