چکیده مقاله
امروز رویکرد علمی و کارشناسی به مسایل و پدیده های مختلف به حوزه ادبیات و نقد ادبی نیز کشیده شده است نقد کهن الگویی یکی از شاخه های فرعی نقد روان شناسی است که به خوبی می تواند معیار و ملاک سنجش و بررسی و تحلیل آثار ادبی باشد کارل گوستاو یونگ، اندیشمند سوئیسی با ارائه نظریه «کهن الگو» ها، مسیر تازه ای را برای درک دنیای ذهنی و روانی انسان گشود و ورود این نظریه به حیط ه ادبیات و نقد ادبی، خوانشی جدید از متون را امکان پذیر کرد ضمیر ناخودآگاه جمعی دربرگیرنده کهن نمونه ها یا کهن الگوها است می توان گفت کهن الگوها امواج دریای ژرف ناخودآگاه جمعی اند که انسان آنها را از نیاکان خود به یادگار دارد واز گذشته به ما ارث رسیده است کهن الگوها انگاره های یکسان و مشترک در ذهن و ضمیر ناخودآگاه افراد بشر هستند که خود را در هر عصر به شکل باورهای رایج آن دوره نشان می دهد و بازشناسی آنها می تواند شناخت ما را دربارە جریان های عمیق فرهنگی، اخلاقی و مذهبی در دوره های تاریخی افزایش دهد در این مقاله با استفاده از روش تحلیلی توصیفی سعی کرده ایم تا با تکیه بر آراء و نظرات یونگ به بررسی کهن الگوی «عدد» با محوریت اعداد یک، سه، پنج، هفت و چهل در شعر خاقانی بپردازیم پرسش اصلی نیز در این پژوهش آن است که این شاعر با توجه به موقعیت زمانی، مکانی و شرایط فکری و درونی خود چه نگرشی به اعداد در اشعار خویش داشته و چگونه آن را به کار گرفته است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�لیمانی، حمیدرضا و سلیمانی، مجید و رحمن پور، سایه،1400،بررسی کهن الگوی عدد در شعر خاقانی،نهمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ
ارائهشده در
مجموعه مقالات نهمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ14 آبان 1400