چکیده مقاله
در طول تاریخ هیچ دورهای را نمیتوان یافت که ایدئولوژی حاکم بر یک جامعه روی ذهن و اثر نویسندگان و شعرایآن دوره تاثیر نگذاشته باشد خواه موافق با آن ایدئولوژی یا مخالف با آن؛ همچنین هیچ شاعر و نویسندهای نبوده استمگر اینکه ایدئولوژی غالب بر فکر و ذهنش در آثارش متجلی شده و ساختار زبانی اش را تحت تاثیر قرار داده است ازطرفی هم زبان و خصوصا ادبیات به عنوان یکی از نموده ای آن از بدون دردس رترین و بهترین وسایل برای انتقالایدئولوژی ها بوده است بنابراین یکی از مهم ترین و ساده ترین روش ها برای اثبات یا پی بردن به ایدئولوژی حاکم بر یکدوره از تاریخ یک ملت، ایدئولوژی یک نویسنده، عقاید یک جامعه یا نویسندگان آن، اندیشه و شیوه ی فکری آنها،مذهبشان و ، بررسی ساختار زبانی آثار متعلق به آن دوره یا نویسنده است مقاله حاضر از طریق بررسی ارتباط زبانو ایدئولوژی مولانا جلال الدین بلخی در مثنوی براساس لایه های واژگانی، نحوی و بلاغی که دکتر فتوحی در کتابسبک شناسی نظریه ها، رویکردها و روش ها برای زبان برشمرده است، مولوی را در زمره ی شاعرانی به حساب می آوردکه دیندار، خداشناس، عارف و فقیه اند و در اندیشه های آنان دیدگاه های فلسفی و کلامی نمایان است در این پژوهشمولانا شخصی وحی گرا معرفی شده است که عقل را مهم ترین ابزار شناخت، سعادت و رسیدن به کمال می داند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
منصوری بیدکانی، فریبا،1401،بررسی ارتباط زبان و ایدئولوژی در مثنوی معنوی مولوی،یازدهمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان،ادبیات، فرهنگ و تاریخ
ارائهشده در
مجموعه مقالات یازدهمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان،ادبیات، فرهنگ و تاریخ4 خرداد 1401