چکیده مقاله
اخلاق، مجموعه قواعدی است که رعایت آن ها برای نیکوکاری و رسیدن به کمال لازم است قواعد اخلاق میزان تشخیص نیک و بد است احترام به قواعد، ریشه در ضمیر و نهاد انسان دارد و بی آنکه نیاز به دخالت دولت باشد، انسان در وجدان خویش آن ها را محترم و اجباری می داند اخلاقی بودن رفتار انسان به اراده و آزادی او ارتباط نزدیک دارد مقصود از رفتار انسانی کاری است که انسان عاقل ، به فرمان عقل و برای رسیدن به هدفی که عقل دارد، آزادانه انجام می دهد بنابراین کاری می تواند موضوع اخلاق قرار گیرد که به آزادی انجام گرفته باشد اعمال غیر ارادی و غریزی و اجباری ، صفت اخلاقی ، اعم از نیک و بد را دارا نیست انسانی که به حکم عقل رفتار می کند درمی یابد که پاره ای کارها با هدف نهایی خود منطبق است و پاره دیگر مخالف حقوق، علم به قواعد زندگی در اجتماع است عدالت حفظ وضع راضی کننده و اجرای کاری است که بر حسب قانون و حق ، پیگیری و دنبال می شود عدالت اجتماعی در کل جامعه به منظور حفظ حقوق همه مردم است این نکته که چگونه ممکن است عقل به کاری فرمان دهد که از نظر اخلاقی بد باشد؛ گفته شده است که چون خوب و بد نسبی است و هر کار زشت نیز از جهتی نیکوست ، پس عقل ممکن است به خاطر یکی از این جهات، امری را مجاز شمرد که در آخرین تحلیل بد است نمونه آن اشاره این مورد است که گفته می شود: انفاق برای جلب رضای خدا، با انفاق به منظور ریا تا چه اندازه تفاوت دارد در نتیجه ، ثمره اجرای توجه به اخلاق در همراهی حقوق فردی و اجتماعی منجر به بستر عدالت می شود پژوهش با روش مطالعه کتابخانه ای و به شیوه توصیفی تحلیلی انجام شده است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�حیمی، سعداله و رحیمی، کبری،1401،ارائه جهان شمول بودن اخلاق، حق ، داد، در برگ اساطیری و حماسی در شاهنامه فردوسی،سیزدهمین کنفرانس بین المللی زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ
ارائهشده در
مجموعه مقالات سیزدهمین کنفرانس بین المللی زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ17 آذر 1401