چکیده مقاله
زبان فارسی به عنوان زبان رسمی و معیار کشور ما از دیرباز مورد استفاده اندیشمندان، شاعران و بزرگان بوده و آثار بسیار گرانبهایی در زمینه های مختلف به این زبان نوشته شده است فهم درست زبان و مولفه های آن نقش به سزایی در تفهیم و تفاهم دیگر علوم دارد به همین دلیل می توان گفت زبان و ادبیات به عنوان مادر و مرکب دیگر علوم و دانش ها به شمار می آید توجه به این نکته که زبان و ادبیات یکی نیستند و حد و مرزی برای آنها تعیین شده است، بیان کننده مفهوم ادبیت است و مفهوم ادبیت به عنوان مرزی بین زبان و ادبیات قرار می گیرد تا سخن عادی را از سخن ادبی متمایز سازد در ادبیات مقوله زیبایی در درجه اول اهمیت قرار می گیرد و در مقوله بعد خیال انگیزی مورد نظر است که مولفه های زیبایی و خیال انگیزی در کتاب های دوره اول متوسطه تحت عنوان مفهوم ادبیت بر اساس نظریه لیچ موضوع این پژوهش است در این پژوهش که به روش توصیفی و تحلیلی انجام شده است، با مطالعات کتابخانه ای و یادداشت برداری و تحلیل یادداشت ها نتایجی حاصل شده است که بر اساس آن میزان توجه مولفین کتاب های این دوره به تعدادی از مولفه های ادبیت مانند تضاد، تشبیه و استعاره نسبت به دیگر موارد بیشتر بوده و در استعاره هم نوع «جاندار انگاری» یا «شخیص» بسامد بسیار بالاتری داشته است از طرفی به برخی دیگر از مولفه ها توجهی نکرده یا میزان آن بسیار اندک است و به طور کلی آنچه که انتظار می رود دانش آموز در پایان دوره به آن دست پیدا کند، حاصل نمی گردد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
کیوان شکوه، مسعود و احمدیانی، محمدهادی،1402،بررسی هنجارگریزی معنایی در کتابهای فارسی دوره اول متوسطه،پانزدهمین کنفرانس بین المللی زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ
ارائهشده در
مجموعه مقالات پانزدهمین کنفرانس بین المللی زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ12 خرداد 1402