چکیده مقاله
برای فهم بهتر هر نظریه و رویکردی در نقد ادبی، بازگشت به خاستگاه نفس نقد ادبی ضروری به نظر می رسد دهه ی ۱۹۶۰ با افزودن جنبه های سیاسی و اجتماعی از جمله موضوعاتی مانند طبقه، جنسیت، بنیان قدرت و نژاد بر فضای نقد ادبی، دیدگاه جدیدی برای مطالعه ی ادبیات ارائه داد بسیاری از نظریه پردازان دهه ی ۱۹۸۰ میلادی را آغازگر مطالعاتی می انگارند که در نهایت منجر به ظهور نظریه ی تاریخگرایی نوین در ایالات متحده و ماتریالیسم فرهنگی در بریتانیا گردید این مقاله با بررسی دقیق چگونگی پیدایش این دو رویکرد نقد ادبی و مرور نویسندگان و نظریه پردازان تاثیرگذار در شکل گیری و تکامل آنها، با نگاهی ویژه به آرای استیون گرینبلت و لویی مونتروز، به مقایسه و جمع بندی وجوه تقابل و تشابه این دو نگرش پرداخته و سعی می کند تصویری کلی نگر و چندصدایی از شمایل این دو رویکرد ارائه کند به نظر می رسد با وجود اشتراک زیاد در مفاهیم بنیادین، با گذر زمان، این دو رویکرد از یکدیگر فاصله گرفته اند؛ به گونه ای که با رشد فراوانی صداهای حاضر در این دو نگرش در قرن جدید، تمییز آنها از یکدیگر سهل تر از قرن گذشته می انگارد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
چاوش ور، مهدی و روحانی، سید علی و نوریپرتو، امیررضا،1402،گذار از تاریخ گرایی نوین گرینبلت تا ماتریالیسم فرهنگی مونتروز؛ تقابل و تفاهم دو رویکرد به ظاهر یکسان،پانزدهمین کنفرانس بین المللی زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ
ارائهشده در
مجموعه مقالات پانزدهمین کنفرانس بین المللی زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ12 خرداد 1402