چکیده مقاله
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی جایگاه نقد روانشناختی در زبان و ادبیات فارسی معاصر می باشد امروزه نقد روانشناختیبه دلیل بازخوانی احوالات و شخصیت و افکارات شاعر و نویسنده، کارکرد قابل توجهی را در میان انواع نقد پیدا کرده و موضوعینسبتا نوین تلقی میشود نقد و کنکاش شعر دوره معاصر، بازتاب تصاویری از واقعیات اجتماعی و به ویژه تاثیر آن بر روحیاتشاعر است پژوهش حاضر که با روش توصیفی تحلیلی به واکاوی و نقد روانشناختی زبان و ادبیات معاصر پرداخته است،حاکی از این میباشد که شاعران و نویسندگان ادبی دوره معاصر، با انعکاس آلام و آمال جامعه و ترسیم روحیات خود بهبازخوانی نقد روانشناختی قدم میگذارند و با استمداد از انواع مکانیزمهای دفاعی روانی، ویژگیهای روانشناختی اشعار خود رابه نمایش میگذارند به طور کلی اشعار شاعران و متون ادبی نویسندگان رابطه تنگاتنگ اجتماع و روان فرد را نمایان میکنند وبازتاب دهنده ابعاد روانشناختی شخصیتی آنهاست از آنجا که شعر و ادبیات امروز حاصل تجربیات شخصی و اجتماعی و متاثراز روحیات و عواطف روانی شاعران و نویسندگان است، شناخت فراز و نشیب های زندگانی شاعران امروزی تقریبا ضروری است؛چرا که شاعر امروزی به دلیل پیروی نکردن از سنت گرایی کهن، تقریبا مستقل از دیگران عمل می کند و از او شعر به عنوانابزاری برای بیان عقاید و احساسات خود و حتی ابزاری به منظور رسیدن به اهداف سیاسی و اجتماعی استفاده می کند لذا تاثیرات سیاسی و اجتماعی و زندگانی شخصیت شاعر معاصر با گزینش واژگان، به ویژه رنگها در ارتباط مستقیم است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
مهدوی، اعظم،1402،بررسی جایگاه نقد روانشناختی در زبان و ادبیات فارسی معاصر،هجدهمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ
ارائهشده در
مجموعه مقالات هجدهمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ25 اسفند 1402