چکیده مقاله
باستان گرایی یا آرکائیسم یعنی به کار بردن کلمات منسوخ یا شیوه ی نحوی مهجور و غیر متداول در زبان امروز، یکی از تکنیکهای تبدیل زبان گفتار به زبان شعر، باستان گرایی است؛ به عبارتی برای تبدیل یک کلام عادی به شعر، با هنجار گریزی و پدیدمی آید که در چند مقوله قابل بررسی است؛ یکی از این مقوله ها باستان گرایی است درک اصطلاح مزبور « نرم » انحراف ازنیازمند تامل در زبان و تحولات آن می باشد تغییر و تحول زبان چه در عرصه ی واژگان و چه در عرصه ی نحوی در طول زمانامری بدیهی است همواره واژگان و لغاتی از چرخه ی کاربرد زبان خارج می شوند و کلمات جدید یا احیانا تلفظ های جدیدیجایگزین آن می شود این امر در مورد نحو و دستور زبان نیز صادق است البته این تغییر در طول سالیان دراز گاه قرن ها رخمی دهد آن چه مسلم است زبان هر شاعر یا نویسنده باید به زبان عصر و روزگار خود نزدیک باشد و اگر شاعر یا نویسنده ای درکلام خود از لغات مهجور استفاده کند می گویند باستان گرا است؛ البته واضح است نحوه ی استفاده از این امکانات زبانی باستانگرایی به هر شاعر بر می گردد اگر چه مهدی اخوان ثالث به عنوان شاعری نو گرا معرفی شد ه است ولی کاربرد کلمات و دستور زبان قدیمی در اشعارش اورا شاعری باستان گرا معرفی کرده است این جستار به بررسی باستان گرایی در گزیده ی اشعار وی پرداخته است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
پورآذر، حکیمه،1402،تحلیل ساختار باستان گرایی در کتاب "آخر شاهنامه" مهدی اخوان ثالث،هجدهمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ
ارائهشده در
مجموعه مقالات هجدهمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ25 اسفند 1402