چکیده مقاله
مطالعه ی سازمان های بین المللی همواره از نقاط تلاقی نظریه های روابط بین الملل و حقوق بین الملل بوده است، اگرچه این تلاقی هموارهآشکار نبوده است، در این میان بررسی نقش و اهمیت سازمان های بین المللی پرسش های بنیادین عدیدهای را در خصوص جایگاه آنها درحقوق بین الملل به صورت لاینحل و بحث برانگیز باقی گذاشته است یکی از پرسش های پرتکرار آن است که آیا سازمانهای بین المللیمی توانند مستقیما در شکل گیری حقوق بین الملل مشارکت نمایند سازمان های بین المللی مانند کلیه نهادهای سیاسی و اداری در تمامسطوح به این گرایش دارند که روز به روز اقتدارشان را در حوزهی عملیاتی و محدوده ی نفوذشان مستحکم تر سازند و در همین روندبه تدریج به مراکز تصمیم گیری مستقل تبدیل شوند تصمیم گیری ها و مصوبات این سازمانها به خصوص سازمان های مهم بین المللیهمچون سازمان ملل متحد بیش ک باعث ایجاد رویه در میان دولت ها و در نهایت ایجاد قواعد عرفی ک ه یکی از منابع مهم حقوق بین المللمی باشد خواهد شد به طور نسبی تا به امروز این مسئله توجهات اندکی را به خود جلب نموده است به طور سنتی حقوق بین الملل محصولرویه و اجماع نظر حقوقی دولتها بوده است پر واضح است که سازمان های بین المللی به طور غیرمستقیم با شکل دادن به اعمال و نگرشدولتها بر حقوق بین الملل تاثیر دارند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�یدناصری، محمدمهدی و درویشی، سینا،1403،تاملی بر نظریه نقش سازمان های بین المللی در تکوین و توسعه حقوق بین الملل در عصر پسامدرن،سومین کنگره دانشجویان حقوق، علوم سیاسی و علوم اجتماعی،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات سومین کنگره دانشجویان حقوق، علوم سیاسی و علوم اجتماعی29 آبان 1403 · تهران