چکیده مقاله
تابعیت مضاعف زمانی نمود بیشتری پیدا می کند که در یک دعوای بین المللی مطرح شود زیرا قاضی جریان دعوا را براساس یکتابعیت هدایت کرده و اظهارنظر می نماید در اینگونه موارد معمولا حکم به تابعیت موثر داده می شود و یکی از تابعیت های فرددوتابعیتی را به دلیل نزدیک ترین ارتباط از قبیل اقامت و مدت گذران عمر را بر دیگری رجحان داده، براساس آن قاعده حل تعارضرا پیدا می کند در رویه قضایی سال های بین پایان قرن نوزدهم تا سال ۱۹۳۰ چهار روند عمده دکترین مساوات، دکترین ترجیحتابعیت کشور اقامتگاه تبعه مضاعف، تابعیت موثر و تابعیت کشور فاتح به چشم می خورند که نشان از آن دارد که از یکنواختی وانسجام به دور بوده است اما در بین سال های ۱۹۳۰ الی ۱۹۵۵ در اکثر آرای بین المللی صادره راجع به تابعیت مضاعف، از اصلمندرج در ماده ۴ کنوانسیون لاهه مبنی بر اینکه یک دولت نمی تواند یکی از اتباعش را علیه دولت دیگری که فرد مزبور تابعیت آنرا نیز دارد، مورد حمایت سیاسی قرار دهد استفاده شده است به نظر میرسد این رویه در برخی موارد مورد سوء استفاده افراد قرارگرفته است به طوری که در قضیه پرونده آقای اصفهانیان در دیوان داوری ایران و آمریکا شخص نمی توانسته است که همزمان ازمزایای حقوقی تبعه ایران و آمریکا بودن بهره گرفته باشد این مقاله با روش تحلیلی توصیفی به بررسی رویه های قضایی در اینخصوص پرداخته است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�اهری، علیرضا و دربندی، شهروز،1403،رویه دادگاه های بین المللی در برخورد با افراد دارای تابعیت مضاعف در حقوق بین الملل،سومین کنگره دانشجویان حقوق، علوم سیاسی و علوم اجتماعی،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات سومین کنگره دانشجویان حقوق، علوم سیاسی و علوم اجتماعی29 آبان 1403 · تهران