چکیده مقاله
اگر امروزه در سطح شهرها نماهایی مشاهده می کنیم که بیشتر از آنکه شبیه نمای یک بنای ایرانی باشند حس یک تابلوی تزیین شده با انواع مختلف رنگ ها، مصالح ، و اشکال هندسی است از یک سو به دلیل شناخت سطحی معماران معاصر از سبکهای مدرن معماری غربی و از سوی دیگر به دلیل تفکر سود پرستی حاکم در جامعه می باشد گرایش های معماری هرکدام دارای هدف و مفهومی خاص اند و از یک فکر و اندیشه سرچشمه می گیرند و به پشتوانه تحقیق و فکر به وجود آمده اند متاسفانه امروزه در کشور ما به کرات به بناهایی برمی خوریم که طراح برای ایجاد جذابیت و به نوعی پرزرق و برق کردن ساختمان ها برای جلب توجه افراد به برداشت های سطحی از گرایش های معماری و تقلید از معماری غربی پرداخته این عدم آگاهی طراحان از عمق فلسفه گرایش مورد استفاده در طرح هایشان و تقلید از آثار غربی منجر به ایجاد نماهایی شده که بیش از آنکه به نمای یک ساختمان شباهت داشته باشند به تابلویی تزیینی شباهت دارند مفهوم درست دیکانستراکشن در معماری بازبینی قوانین گذشته می باشد پس طراحانی که پیرو این گرایش اند باید مفهوم معماری گذشته را مدنظر قرار دهند بنابراین بدون مطالعه دقیق و شناخت تاریخچه و فلسفه وجودی آن گرایش نمی توان از آن الگو گرفت در غیر این صورت اثر پدید آمده دچار بی مایگی و بی مفهومی خواهد شد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
ملک افضلی، علی اصغر و ابراهیمی شیخ شبانی، رضا،1402،ساختارشکنی در شهرسازی »با نگاهی به اندیشه های ژاک دریدا«،اولین کنفرانس بین المللی تحقیقات پیشرفته در مهندسی عمران، معماری و شهرساز�
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین کنفرانس بین المللی تحقیقات پیشرفته در مهندسی عمران، معماری و شهرسازی20 تیر 1402