چکیده مقاله
بر کسی پوشیده نیست که عشق، ماناترین صدای آفرینش است اگر اینترن6م دل انگیز را از کالبد آفرینش حذف کنیم، دیگر شور و نوا و جلوه و جلایی در شمایل حیات برجای نخواهد ماند در این مقاله تلاش نگارنده بر این است که با نگرشی انتقادی و تحلیلی به بررسی جلوه های عشق در آثار نیمایوشیج، پدر شعر نو فارسی و همچنین تاثیر این کیمیای بی بدیل عشق در آفرینش شعر نو نیمایی اشاره نماید به طور کلی با تحلیل آثار نیما می توان گفت که چهار گونه عشق در اشعار نیما به چشم می خورد: 1 عشق به معشوق هلنا و صفورا 2 عشق به طبیعت به ویژه طبیعت زادگاهش مازندران 3 عشق به انسان و اجتماع انسانی 4 عشق به شعر و شاعری بدیهی است که در پیدایش شعر نو نیمایی، عوامل بیرونی و درونی فراوانی نقش داشته اند که یکی از آنها، تاثیرات بیبدیل کیمیای عشق در تحمل دشواریها، خلوت گزینی ها و گذر از هفت خوان های 5 مکتب سازی و جریان پردازی در شعر فارسی بوده است اگر عشقهای رنگارنگ نیمایوشیج نبود، دستکم میتوان گفت که به این زودیها انقلاب ادبی در شعر فارسی پدید نمی آمد و شعر ایران نمی توانست همپای شعر متحول جهان، تغییر کند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�ین محمدی کرسفی، نصرت اله،1397،نیم نگاهی انتقادی و تحلیلی بر جلوه های عشق در آثار نیمایوشیج،کنفرانس بین المللی مطالعات زبان، ادبیات و فرهنگ
ارائهشده در
مجموعه مقالات کنفرانس بین المللی مطالعات زبان، ادبیات و فرهنگ30 تیر 1397