چکیده مقاله
انسان فطرتا اجتماعی خلق شده است و لازمه اجتماعی الگوپذیری از فرهنگ و میراث تاریخی است نسل فعلی ما یک الگو زیست فرهنگی و اخلاقی تعریف شده ندارد و اگر این نسل که دارای پشتوانه تاریخی است و نمی تواند هویت تاریخی خود را تشخیص دهد بعدها با مشکل بحران هویت رو به رو خواهد شد از این جهت ادبیات و تاریخ می تواند به عنوان یک رکن مهم فرهنگی جهانی نقش داشته باشد نوآوری در این مقاله واکاوی مفاهیم ادبی در اشعار عطار نیشابوری است که در بطن شعر خود قرار دارد و همچنین شناخت مفاهیم از باطن به سیرت است که می تواند به معماری مفهومی تبدیل و قابل لمس گردد در این تحقیق سعی بر شناخت عطار و درک اشعار وی نگاشته شده است که مخاطبان امروزی از الگوها و فرهنگ گذشتگان را درک کنند و از ان تاثیر پذیرد زیرا یکی از سه رکن اصلی ادبیات پارسی به شمار می اید هدف از این مطالعه این است که علاوه بر سعی بر شناخت یک اسطوره جهان شمول در تاریخ با استفاده از اشنایی با تناظر در اشعار عطار به عنوان یک اندیشه محوری و درک مبانی جمال شناسی است و این که چگونه می توان از یک شعر به یک معماری مفهومی رسید و این موضوع در باب مفهوم گرایی در ادبیات و معماری نیازمند پژوهش و تفسیر های گوناگون در کل این موضوع است و همچنین تبدیل اشعار به هنر مفهومی که بیشتر به دنبال جذب ذهن مخاطب می باشد تا چشم و احساس او
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�قی زاده میراب، شمیم و فرکیش، هیرو،1398،فطرت انسان در غالب یک الگوپذیری تاریخی در میراث غیر شهود ادبیات و اشعار،دومین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان،ادبیات، فرهنگ و تاریخ
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان،ادبیات، فرهنگ و تاریخ18 اردیبهشت 1398