چکیده مقاله
یکی از موضوعات بسیار بزرگ و قابل بحث در زندگی انسان ها پی بردن به راز مرگ و تلاش برای گریز و بلکه غلبه بر آن بوده است از زمانی که انسان اسرار جهان هستی و فلسفه زندگی خویش و موقعیت و جایگاه انسان در جهان هستی پی برد ، با راز مرگ نیز آشنا شد بنا به طبیعت چارہ گری انسان برای مسائل و موضوعات پیرامون خویش ، اندیشه چاره گری و یافتن راه نجات از این موضوع بزرگ نیز آشکار شد هر ملتی به فراخور وسعت فرهنگی، توان فکری و امکانات اجتماعی خویش به این موضوع اندیشیده است از میان این چاره گری ها موضوعی مهم به عنوان « رویین تنی و رویین تنان » در میان ملتها هویدا شده است نام هایی مثل : اسفندیار ، آشیل آخیلوس ، زیگفرید ، بالدر، گیل گمیش ، آدمت ، کریشنا، سامسون یا شمشون و دومرول نمایندگان این فکر بشر هستند هر کدام از رویین تنان جهان و پشتیبانان و حامیان آنان در اندیشه غلبه بر مرگ بوده اند، اما در همه این کوشش گریه ها یک نکته مشترک وجود دارد و آن نکته ، شکست این چاره گری و ورود مرگ به دنیایی زندگی این قهرمانان است گویا از مرگ گزیر و گریزی نیست یکی از کسانی که در آرزوی غلبه بر مرگ و دست یافتن بر جاودانگی بوده است، « دومرول» از قهرمانان اسطوره ای ترکان است او در سایه عشق پاک و ایثار همسر خویش به خاطر لطف و رحمت خداوند عمری یکصد و چهل ساله می یابد و به بخشی از آرزوی خویش می رسد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�امدادی، بهروز،1400،عشق و ایثار، رمز جاودانگی در داستان ده لی دومرول « دومرول دلاور»،هشتمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان،ادبیات، فرهنگ و تاریخ
ارائهشده در
مجموعه مقالات هشتمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان،ادبیات، فرهنگ و تاریخ31 تیر 1400