چکیده مقاله
انعکاس مرگاندیشی آدمی ابتدا در اساطیر، سپس فرهنگ و آنگاه زبان ملل به اشکال گوناگون جلوه گر شده است نگرش ادبا به مرگ در تاریخ زبان فارسی دری از ابتدا تا کنون کاملا دگرگون شده است اشعار رودکی و غزلهای حسین منزوی برای مقایسه نمونه هایی از ادبیات فارسی در مورد مرگدر دو سوی این نمودار قرار دارند ورود اسلام به ایران فرهنگ و تمدن ایران را طی زمانی طولانی و نه به یکباره در همه ابعاد متحول و دگرگون کرد در ابتدا فضای حاکم بر اندیشه ایرانی همچنان فضای پیش از اسلام بود تا اینکه طی چند قرتاندیشه دینی شکل گرفت رودکی یکی از نمایندگان همین فضا است و به طور کلی دیدگاهی سطحی در مورد مرگ ارائه داده است اشعار او یا در مورد بی توجهی به مرگ و خوشیاشی و لذت گرایی مادی است یا یاد مرگ با حسرت و درد و دریغ بر نعمتهای گذشته اما حسین منزوی که در فضایی کاملا متفاوت شعر گفته است از دیدگاهی دیگر به مرگ می نگرد اشعار او در این مورد کمتر نشانی از حسرت بر مرگ دارد بلکه بیشتر نماینده دیدگاهی است که با این واقعه مهم مشکلی ندارد بلکه از اصول اندیشه او در مورد حیات و جهان مادی است براین اساس، او نه اندیشه ای عمیق در مورد چرایی و چند و چون مرگ دارد و نه آن را خلاف انتظار خود می بیند، بلکه انگار از ابتدای حیات آن را پذیرفته و هرآن منتظر رخداد آن است او درواقع دیدگاه کلی و عمومی جامعه خود را در این مورد بازتاب میدهد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�بدی، سیروس و کریمی راد، نادر،1400،مقایسه تصویر و مفهوم مرگ در اشعار رودکی و غزل های حسین منزوی،هشتمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان،ادبیات، فرهنگ و تاریخ
ارائهشده در
مجموعه مقالات هشتمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان،ادبیات، فرهنگ و تاریخ31 تیر 1400