چکیده مقاله
هدف از این مقاله بررسی سبک شناختی متن تذکره الولیاء براساس زبان شناسی نقش گرا و به کارگیری عوامل انسجام دستوری و واژگانی است برای رسیدن به این هدف چهار پرسش مطرح شد و با بررسی بخشی از تذکره الولیاء به عنوان حجم نمونه، پرسش های تحقیق پاسخ داده شد مبانی نظری اصلی این پژوهش انگاره هلیدی و متیسن ۲۰۱۴ درباره عوامل انسجامی می باشد روش تحقیق در این پژوهش از نوع توصیفی تحلیلی است و همه عوامل انسجامی متون استخراج شده و بسامد و درصد هر کدام از عوامل مشخص شد داده های آمار ی و یافته های پژوهش نشان می دهد که از میان همه عوامل انسجام دستوری و واژگانی در کتاب تذکره الاولیاء سه عامل تکرار، پیوند و ارجاع مجموعا ۴۱ / ۸۰ درصد از عوامل انسجامی را در کتاب تذکره الاولیاء تشکیل داده اند یعنی سایر عوامل حذف، باهم آیی، شمول معنایی، جانشینی، تقابل معنایی، ترادف و واژه های هم خانواده فقط ۵۹ / ۱۹ درصد از عوامل انسجام را به خود اختصاص داده اند همچین عامل تکرار با ۰۱ / ۴۴ و واژه های هم خانواده با ۹۷ / ۰ درصد به ترتیب بیشترین و کمترین عامل انسجامی محسوب می شوند همچنین بررسی سبک شناختی متن تذکره الاولیاء در قیاس با متون ادبی دیگر فارسی تاریخ بیهقی، کلیله و دمنه، اشعار حافظ و سعدی نشان می دهد که در قیاس با دیگر آثار بهره مندی از تکرار واژگانی از شگردهای سبکی عطار به شمار می رود
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�باسی، زهرا و یحیی زاده، فاطمه،1400،تحلیل سبک شناختی تذکره الاولیاء براساس نظریه زبان شناسی نقش گرای هلیدی و قیاس آن با دیگر آثار ادبی،نهمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ
ارائهشده در
مجموعه مقالات نهمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ14 آبان 1400