چکیده مقاله
عالم هستی جلوه گاه انواع تقابل هاست و هر پدیده ای در تقابل با ضد خود کامل می شود یکی از این تقابل ها،تقابل فقر و غناست ؛ فقر در لغت به معنای نیاز و درویشی و غنا نقطه مقابل آن و به معنای بی نیازی و توانگری است فقر در مثنوی از مفاهیم و اصطلاحات کلیدی به شمار می رود از سویی نگرش دیالکتیکی مولوی به جهان باعث شده است همه عناصر و مفاهیم در مثنوی در تقابل با هم قرار بگیرند در واقع مثنوی مجموعه ای از تقابل هاست در این مقاله سعی بر آن است که ابتدا تقابل فقر و غنا تعریف و تبیین شود و سپس ضمن بررسی تقابل فقر و غنا این نتیجه به دست آید که این دو واژه، مثل سایر اضداد با هم کامل می شوند و درواقع غنای معنوی نتیجه فقر معنوی است همچنین مولوی مانند هجویری و خواجه عبدالله انصاری این دو اصطلاح به یک معنی به کار می برد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
مصطفوی نیا، مهدیه سادات،1400،تقابل فقر و غنا در مثنوی مولوی،نهمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ
ارائهشده در
مجموعه مقالات نهمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ14 آبان 1400