چکیده مقاله
دهر و مفاهیم مربوط به آن چون زمانه، قضا و سرنوشت از مسائلی است که همواره ذهن افراد بشر و بسیاری از شاعرن را ازگذشته های دور تاکنون به خود مشغول کرده است شاعران زیادی به موضوع دهر و نکوهش از آن پرداخته اند این پژوهش با روشتحلیلی تطبیقی بر آن است تا گلایه های زیب النساء از موضوع دهر، ریشه ها و برآیندهای آن را در شعر دیوان وی بررسی کند زیب النساء بر اساس نگاه حکمت آمیز و ژرف خود به جهان، تاریخ و آنچه در بستر آن از ناخوشایندی ها رخ می دهد، ضمن اشعارخود هم از دهر گلایه می کند و هم از سرزنش کردن آن نهی کرده و آن را پندآموز بر می شمرد نگاهی که وی به دهر و مشابهاتآن دارد، بیشتر همان نگاه آموزه های گذشتگان به قضا و قدر است و نکته این جاست که به آموزه های دینی و تعلیمی هم ختممی شود وی به شیوه شاعران گذشته اعتقاد به تاثیر افلاک و ستارگان در زندگی آدمی دارد و با پذیرفتن این امر اعتراضات خود رادر قالب شعر بیان می دارد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�حمانیان، زینب و عدل پرور، لیلا،1401،شکوه از دهر در دیوان زیب النساء (مخفی)،یازدهمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان،ادبیات، فرهنگ و تاریخ
ارائهشده در
مجموعه مقالات یازدهمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان،ادبیات، فرهنگ و تاریخ4 خرداد 1401