چکیده مقاله
مکتب فرمالیسم شکل گرایی مکتبی است در نقد ادبی که در اوایل قرن بیستم میلادی تحت تاثیر فوتوریسم ایتالیایی وزبان شناسان جوان روسی به وجود آمد و بعد به اروپا و آمریکا رفت و سپس در دیگر کشورها طرفدارانی یافت منتقدان فرمالیستبرآنند راز ادبیت اثر ادبی را کشف کرده و جلوه های آشنایی زدایی و تغریب کلام را از سخن روزمره مردم، در آثار گذشتگان ومعاصران نشان دهند بر اساس تعاریف جدیدی که فرمالیست ها ارائه داده اند داستان یا همان زنجیره رخدادها در توالی زمانی، به منزله ماده خام روایت شناخته شده است و «پیرنگ» برخلاف پندار منتقدان پیشافرمالیست، نه به ساختمان منطقی و علی اثر روایی، بلکه به تمام تمهیدات زیبایی شناسانه و آشنایی زدایانه ای اطلاق میگردد که برای پیکربندی هنری آن ماده خام به کاربسته می شود در ایران نیز نویسندگانی چون ابوتراب خسروی در داستان های کوتاه معاصر خود متاثر از این مکتب و نظریه ادبی،از بسیاری از این اشکال و صناعات و تمهیدات برای بیان داستان و ماده خام روایت خود استفاده کرده اند داستان کوتاه تفریقخاک در کتاب ویران، از نمونه های شاخص آثار اوست که مولفه های فرمالیستی به فور در آن دیده می شود
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�میری، سحر و رجبیان، ساناز،1401،نقد فرمالیستی پیرنگ داستان تفریق خاک،یازدهمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان،ادبیات، فرهنگ و تاریخ
ارائهشده در
مجموعه مقالات یازدهمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان،ادبیات، فرهنگ و تاریخ4 خرداد 1401