چکیده مقاله
شاهنامه فردوسی مجموعه ای اسطورهای، حماسی و تاریخی است که در کمال بلاغت سروده شده و اگر به نمادهای موجود در بخش های آن دقت شود گذشته، حال و آینده ما به خوبی در آن نمایان است به عبارت دیگر فردوسی می کوشد در این اثر ملی،ناخوداگاه جمعی ما را به ظرافت تمام به شکلی کاملا هنرمندانه به تصویر کشد او در کتاب سترگ خود، تمام تلاشش را به کار می گیرد تا خواننده، خرد را از بی خردی تشخیص دهد در این وادی سراسر شگفتی که شاهنامه پیش روی ما قرار می دهد، روایت های گوناگون، بدون ملال و تکرار وجود دارد و خواننده را به شیوه ای شگفت آور مجذوب خود می کند از بین بخش های مختلفشاهنامه، بخش اسطوره ای آن به علت نمادین بودن، جذابیت بیشتری دارد و عاملی بود تا نگارنده، این زمینه را برای مطالعه و بررسی خود برگزیند از بین داستان های اسطورهای، دیو سپید در داستان هفت خان رستم، جلب توجه میکند و سوالاتی را از این قبیل در ذهن ایجاد می کند که: باوجود اینکه دیو و دیوان در همه متون نظم و نثر و حتی خود شاهنامه به موجوداتی ظلمانی و تیره معروفند، چرا فردوسی در داستان هفتخان، این موجود را با صفت سپیدی و روشنی معرفی کرده است در حالی که میتوانست موجود اساطیری دیگری را در جایگاه آن قراردهد، چرا دیو را انتخاب کرد؟ به عبارت دیگر چرا دیو؟ و چرا سپید؟
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�فتخاریان، الهه و فلاح، مرتضی،1401،نمادشناسی دیو سپید بر اساس اسطوره شناسی کلود لوی استروس،یازدهمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان،ادبیات، فرهنگ و تاریخ
ارائهشده در
مجموعه مقالات یازدهمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان،ادبیات، فرهنگ و تاریخ4 خرداد 1401