چکیده مقاله
نوشته های ایرانی مانند اوستا، کتیبه های هخامنشیان و نسک های پهلوی پارسی میانه دارای رازهای بسیار کهن و شگفت آوری هستند که با روش ایرانشناسی کلاسیک کنونی نمی توان از آنها رازگشایی کرد این موضوع باعث شده است که همواره یک شکاف و گسست بسیار بزرگ میاناوستا و نسک های پهلوی با مادها و هخامنشیان دیده شود مخاطب روش کلاسیک کنونی ناخود آگاه این شکاف و گسست را درمی یابد برای نمونه روش کلاسیک کنونی ارزش این نسک ها را تا هنگامه ساسانیان پایین می آورد و بسیار ساده انگارانه به آنها می پردازد و یا هیچ نگرشی توجهی به آنها نمی کند این بگونه ای است اگربا روش ایران پژوهی نوین که برای نخستین بار در کشور توسط نگارنده پیشنهاد شده است به اوستا و این نسک ها پرداخته شود، رازهای گواههای ایرانی یکی پس از دیگری رازگشایی خواهند شد در این هنگام است که پیوستگی بسیار کهن و ژرف این نوشته ها با گواهها و یافته های باستانشناختی به دست آمده از مادها و هخامنشیان و حتی پیش از ایشان آشکارا دیده می شود می توان استوار کرد در اوستا و نسک های پهلوی پر از رازهای پیشا مادی هخامنشی است که هر کدامشان برای ایران پژوهی نوین مانند یک گنجینه ارزشمند هستند در این نوشتار بر پایه این روش پژوهشی ، با بهره گیری از دانش های رایش و ستاره شناسی باستان به چند نمونه از این رازهادر اوستا و دو نسک بن دهشن و وزیدگیهای زادسپرم پرداخته خواهد شد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
کریمی، سعید،1401،چند نمونه از کاربرد دانش رایش (ریاضی ) و ستاره شناسی باستان برای رازگشایی از اوستا و نسک های بن دهشن و وزیدگی های زادسپرم بر پایه ایران پژوهی نوین،سیزدهمین کنفرانس بین المللی زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ
ارائهشده در
مجموعه مقالات سیزدهمین کنفرانس بین المللی زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ17 آذر 1401