چکیده مقاله
همواره دو امر کشف حقیقت یا صرف فصل خصومت در دادرسی ها بالاخص در دادرسی کیفری طرفداران خویش را داشته است برخی نقش و وظیفه دادرس را با توجه به بضاعت محدود وی، صرف فصل خصومت و برخی مقصود از دادرسی را کشف حقیقتو در نتیجه تحقق عدالت می دانند به نظر می رسد نمی توان با توجه به منابع قرآنی و فقهی و ایضا فلسفه ی دادرسی که هماناجرای عدالت است، چیزی جز کشف حقیقت را برای دادرسی متصور بود، البته با ذکر این نکته که کشف حقیقت النهایه موجبفصل خصومت نیز خواهد شد مضاف بر آن مقنن در سیزده مورد در قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ از لفظ کشفحقیقت و کشف واقع سخن گفته که قابل تامل است همچنین در این حوزه باید قائل به تفصیل شد، چراکه در اموری همچونزنا که صرفا با اقرار و بینه قابل اثبات است نمی توان از هر طریق و با هر ابزاری علم حاصل و کشف حقیقت نمود همچنین توجهبه این نکته ضروری است که ادله ی ابرازی موجود در ماده ۱۶۰ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ موضوعیت صرف ندارند واگر صرفا موضوعیت مد نظر ابراز ادله بود، هرگز کشف حقیقت و اقناع وجدان قاضی ضرورتی نداشت و قاضی نیز صرفا مبدل بهرباتی مجری و بدون تفکر می شد افزون بر آن مستند به ماده ی ۱۶۱ قانون مذکور زمانی ادله ی ابرازی حجت است که با علمیقینی قاضی در تضاد نباشد نظر به اختلافات فقهی و حقوقی موجود در این حوزه، پژوهش در این راستا از طریق طرح مواضعقابل اتکاء فقهی و حقوقی ضروری به نظر می رسد پژوهش حاضر مبتنی بر منابع کتابخانه ای با رعایت امانت بصورتتوصیفی_تحلیلی نگارش یافته است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�سینی پاسندی، سید صدرالدین و خواستی، سیدرضی و ارجمندیان، سیده بهاره،1403،ملاک دادرسی کیفری؛ ضرورت کشف حقیقت یا صرف فصل خصومتاز منظر فقه امامیه و حقوق کیفری ایران،سومین کنگره دانشجویان حقوق، علوم سیاسی و علوم اجتماعی،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات سومین کنگره دانشجویان حقوق، علوم سیاسی و علوم اجتماعی29 آبان 1403 · تهران